اخبار,اخبار بین الملل ,  رهبر اخوان المسلمین

دادگاهی در مصر حکم اعدام محمد بدیع، رهبر اخوان المسلمین و ۱۱ نفر دیگر از اعضای این گروه را تایید کرده است.

براساس حکم این دادگاه یک مصری آمریکایی‌تبار و چندین نفر دیگر هم به حبس ابد محکوم شدند.

رسانه های مصر روز ۱۶ مارس ( ۲۵ اسفند) از صدور حکم اعدام آقای بدیع و شماری از اعضای ارشد این گروه به دلیل اقدام مسلحانه علیه حکومت خبر دادند و امروز (شنبه ۱۱ آوریل) صدور این حکم تایید شده است.

در آوریل ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳)، جلسه محاکمه جمعی ۶۸۳ نفر از جمله محمد بدیع، رهبر اخوان المسلمین برگزار شد و متهمان به اعدام محکوم شدند. هر چند حدود سه ماه بعد، آقای بدیع و ۳۶ نفر دیگر از محکومین به اعدام، با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شدند.

دولت مصر اخوان المسلمین را یک "گروه تروریستی" می‌داند.

در پی برکناری محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر در ژوییه ۲۰۱۳ (مرداد ۱۳۹۲) اعضا و همکاران این گروه زیر فشار شدید حکومت قرار گرفتند.که به گروه اخوان المسلمین نزدیک بود. محمد مرسی به گروه اخوان‌المسلمین نزدیک است.

به دنبال تغییر دولت مصر ١٦ هزار نفر نیز، که عمدتا از هواداران اخوان‌المسلمین هستند، زندانی شدند که بسیاری از آنها در معرض اعدام یا مجازات های سنگین دیگر هستند.

 

اخبار بین الملل - بی بی سی, خبرآنلاین

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار اجتماعی , تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی

معاون عربی آفریقای وزیر امور خارجه از شناسایی و بازداشت عاملان تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی خبر داد.

به گزارش ایسنا حسین امیرعبداللهیان گفت: با پیگیری‌های فشرده صورت گرفته یک مقام عالیرتبه سعودی چهارشنبه شب در دیدار سفیر کشورمان در ریاض اعلام کرد: عاملان تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی شناسایی و بازداشت شده‌اند و به اشد مجازات خواهند رسید.

وی تأکید کرد: در انتظار صدور و اجرای فوری حکم اشد مجازات برای عاملان این رفتار ضد انسانی مأموران سعودی هستیم.

معاون وزیر امور خارجه هشدار داد: بدیهی است در صورت بی توجهی مقامات سعودی و تأمین نکردن امنیت و آرامش کامل زوار ایرانی، تهران در این خصوص تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد کرد.

هنگام خروج زائران ایرانی ، مأموران فرودگاه جده به دو نوجوان مظنون می‌شوند و مأموران به بهانه بازرسی بیشتر آن‌ها را اذیت و آزار می‌دهند.

 

اخبار اجتماعی - ایسنا

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار اجتماعی ,سقوط یک هواپیمای آلمانی

10 سال زمان لازم بود تا دوباره نام هواپیما و سقوط و خبرنگار در یک نقطه جمع شوند. از 15 آذر سال 1384 تا 5 فروردین ماه سال 1394، از شهرک مسکونی توحید تهران تا ارتفاعات نزدیک روستای دینی در صد کیلومتری شهر نیس فرانسه و ارتفاعات آلپ.

به گزارش ایسنا، انتشار خبر سقوط یک هواپیمای آلمانی در ارتفاعات فرانسه در میانه تعطیلات نوروزی و در اوج گیرودار مذاکرات هسته ای ایران ابتدا چندان مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار نگرفت. پروازی که بارسلونا در اسپانیا را به مقصد دوسلدورف آلمان ترک کرده و دقایقی بعد از صفحه رادار محو شد تا اندکی پس از آن بقایایش را در کوه‌های آلپ پیدا کنند.

اما بمب هواپیمای آلمانی چند ساعت پس از سقوط در ایران منفجر شد. میلاد حجت الاسلامی و حسین جوادی، دو خبرنگار ایرانی که برای پوشش بازی‌های دوستانه تیم ملی به اروپا رفته بودند همه را برای چندین ساعت در بی خبری مطلق گذاشتند تا زمزمه ناخوشایند دقیقه به دقیقه شتاب گیرد و نوروز را برای همیشه در کام اصحاب رسانه تلخ کند.

سقوط ، بزرگترین ایرلاین اتحادیه اروپا، ارتفاعات آلپ، دو ایرانی و پنجم فروردین ماه سال 1394، تمام این‌ها واقعیت داشت.

حضور دو خبرنگار ایرانی در پروازی از بارسلونا به دوسلدورف همان قدر باورکردنی نبود که سقوط یک هواپیمای مسافرتی شرکت لوفت هانزا که در سطح جهان در راس پر درآمدترین ایرلاین‌ها جای گرفته است.

با گذشت چند ساعت از سقوط و رسیدن نخستین تیم های بازرسی به محل حادثه خیلی زود خبر سقوط کنار رفت. اطلاعات اولیه جمع آوری شده در محل سانحه و پس از آن پیدا شدن نخستین جعبه سیاه هواپیما نشان از آن داشت که آنچه جهان با آن روبرو است نه یک حادثه که نتیجه ماجراجویی بی‌رحمانه یک مجنون است.

بزرگترین ایرلاین اروپا پس از ثبت بیش از نیم قرن سابقه، اصلی ترین وظیفه خود که حفظ جان و امنیت مسافرانش بوده را به دستان کمک خلبانی سپرده که پرونده بیماری‌های روانی‌اش از سوابق دوره‌های خلبانی او قطورتر است.

آندریاس لوبیتز 28 ساله کمک خلبان روان پریش آلمانی درحالی تصمیم گرفت در کابین خلبان را به روی خلبان اصلی پرواز ببندد و پس از آن با کاهش ارتفاع و افزایش دیوانه وار سرعت، خود و 149 سرنشین ایرباس 320 را به دیواره آهنین کوه‌های آلپ بکوبد که پیش از آن با تمام وجود تلاش کرده بود عدم صلاحیت خود را برای این پست نشان دهد اما مسوولان ایرلاین آلمانی ترجیح دادند که آن را نادیده بگیرند.

سابقه مراجعه‌های متعدد به روانشناس و قرار گرفتن در لیست درمانی آن‌ها، بروز چند باره رفتارهای غیر عادی و ضد اجتماعی تنها بخشی از پرونده قاتلی است که در روز حادثه با لباس کمک خلبان آرزوی 150 خانواده را خاکستر کرد.

این غفلت و بی توجهی در حالی رخ داده که طبق نص صریح قوانین هواپیمایی در تمامی نقاط جهان، ورود به چرخه خلبانی هواپیمای مسافرتی نه تنها یکی از سخت ترین مراحل کارگزینی در جهان به حساب آمده است که پشت سر گذاشتن چند مرحله پیچیده معاینه پزشکی و روانی بسیار نیز متقاضیان را از رسیدن به کابین خلبانی محروم می‌کند.

حال این‌که چطور تمام این مراحل از سوی لوبیتز طی شده و چگونه این ایرلاین بین المللی متوجه اختلال روانی نیروی خود نشده است! سوالی است که نه تنها به آن پاسخی قانع کننده داده نمی شود که حتی به نظر می رسد تلاش ها در این راستا است که با رو کردن اطلاعات مربوط به زندگی ناخوشایند کمک خلبانی آلمان و وارد کردن نامزد او به ماجرا ترحم مخاطبان را برانگیزد.

در کنار این موضوع یک اصل جهانی نیز در حادثه کوه‌های آلپ با خدشه جدی مواجه شده است؛ پس از آن که حادثه یازدهم سپتامبر و برخورد چند هواپیمای مسافرتی به برج‌های دوقلو در نیویورک امنیت هوایی را با بحران جدی مواجه کرد ایکائو قانونی را با اکثریت آرا به تصویب رساند که البته در زمان خود نیز مخالفان جدی داشت.

طبق قانون فوق هواپیماها به درهای الکترونیکی مجهز شدند که می شد تمامی آن ها را از داخل و از سوی خلبان بست و از بیرون به هیچ عنوان فضایی برای دسترسی به آن بوجود نیاید.

این قانون اما در اصلی ترین نکته‌ای که به آن انتقاد می شد کار را خراب کرد تا جایی که 150 مسافر کشته شده در ایرباس 320 را می توان قربانی آن به حساب آورد.

کمک خلبان مجنون آلمانی در شرایطی در کابین خلبان را به روی تمامی سرنشنیان هواپیما بست و به هیچ عنوان به آن ها اجازه ورود دوباره را نداد که در صورت وجود تنها یک راه حل برای جلوگیری از این اتفاق می شد سرنوشتی دیگر را برای هواپیمای سقوط کرده متصور شد.

هر چند پس ازاین حادثه تعدادی از کشورهای جهان اعلام کردند از این پس این قانون را درشرایطی اجرا می کنند که در کابین خلبان سه فرد حضور داشته باشد که دیگر امکان تنها ماندن یک فرد در کابین و دست زدن به اقدامات خطرناک بوجود نیاید که به نظر می رسد برای ریشه کن کردن این شرایط باید به قانونی جدید فکر کرد.

هر چند هنوز گمانه زنی‌ها برای مشخص کردن علت دقیق سقوط، انگیزه عجیب کمک خلبان آلمانی و شرایط در نظر گرفته شده از سوی شرکت آلمانی ژرمن وینگز ادامه دارد اما قطعا این حادثه و قربانیان آن دیگر امکان زندگی دوباره را نخواهند داشت.کمک خلبان آلمانی که چندی قبل گفته بود قصد دارد خود را جاودانه کند به نظر می رسد که به آرزوی خود رسیده آرزویی که بهایش جان 149 سرنشین بیگناه این هواپیما بود.

در شرایطی که لوفت هانزا تلاش می‌کند همه چیز را عادی جلوه داده و حادثه به وجود آمده را تنها حاصل مشکلات روانی یک نفر نشان دهد، مشخص نیست اگر این کمک خلبان ملیت یک کشور غیر غربی را داشت و یا کوچکترین ارتباطی با مسلمانان پیدا می‌کرد چه سرنوشتی در انتظار جهان بود. غربی که به بهانه‌ی حوادث تروریستی یازده سپتامبر تدابیر امنیتی جهان را با تغییراتی جدی روبه رو کرد، حالا نه تنها مسئولیت اشتباه خود در قانون وضع شده را نمی‌پذیرد که حتی نیازی به ارائه توضیح نیز نمی‌بیند.

اخبار اجتماعی - ایسنا

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار سیاسی ,علی مطهری

وی افزود: فصل الخطاب سخنان و موضع گیری ها در کشور قانون است و مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع اصرار داشته اند و به همین جهت هر کس که ادعای ولایتمداری دارد باید تبعیت از قانون هم داشته باشد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با اشاره به قرائت گزارش کمیته اطلاعات و امنیت داخلی این کمیسیون درباره حادثه حمله به علی مطهری در شیراز گفت: پس از دعوت از نهادهای مسول انتظامی و امنیتی، این گزارش را جهت قرائت به صحن علنی مجلس ارائه می کند.

امیرخجسته روز یکشنبه در گفت و گو با ایرنا با اشاره به جلسه امروز کمیسیون شوراهای مجلس با اعلام این خبر افزود: در اواخر سال گذشته حادثه تلخی در شیراز و به هنگام عزیمت آقای مطهری به آن شهر رخ داد که کلیات موضوع با اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی و بیانات مقام معظم رهبری درخصوص کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها مغایر می باشد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور با اشاره به اینکه امروز گزارش کمیته اطلاعات و امنیت داخلی کمیسیون در مورد حادثه قرائت شد، گفت: یکی از مهمترین محورهای مورد توجه در گزارش این است که لازم است تا همه افراد و نهادها در برابر قانون مطیع و تابع باشند و اینطور نباشد که وقتی تصمیمی براساس قانون گرفته شد، عده ای خودسرانه در برابر آن بایستند.

وی افزود: فصل الخطاب سخنان و موضع گیری ها در کشور قانون است و مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع اصرار داشته اند و به همین جهت هر کس که ادعای ولایتمداری دارد باید تبعیت از قانون هم داشته باشد.

امیرخجسته افزود: پس از تکمیل گزارش و دعوت از نهادهای مسوول انتظامی و امنیتی، مراتب جهت قرائت در صحن ارسال خواهد شد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور با اشاره به نامگذاری سال جدید به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی گفت: مقام معظم رهبری همواره بر ارتباط بین مردم و دولت توجه داشته و امسال نیز با تاکید ویژه بر این موضوع خواستار توجه همگان به آثار و برکات این همدلی و همزبانی شده اند.

نماینده مردم همدان و فامنین و قهاوند در مجلس افزود: امیدواریم که در سال جدید با نصب العین قرار دادن منویات مقام معظم رهبری همدلی بیش از پیش دولت و ملت را شاهد باشیم و مجلس نیز به عنوان عصاره فضائل ملت در تحقق این خواسته بر حق رهبری تمام تلاش خود را خواهد کرد.

** بررسی طرح استانی شدن انتخابات در کمیسیون شوراها
امیر خجسته گفت: اساس برگزاری انتخابات از همان زمان مشروطه به همین ترتیب بوده و لازم است تا اصلاحاتی در نحوه انجام کار پدید آید.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در تبیین اهداف این طرح گفت: وظیفه نمایندگی مجلس ناظر بر قانونگذاری و نظارت بوده و ورود در امور اجرایی در شان نمایندگان مجلس نیست ولیکن تفکیک حوزه های انتخابیه باعث شده تا مردم انتظارات اجرایی از نمایندگان داشته و مشکلاتی در این خصوص ایجاد شود.

نماینده مردم همدان و فامنین افزود: با اصلاحاتی که در این طرح به عمل آمده، در هفته آتی و پیش رو جلساتی هم با شورای محترم نگهبان و مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام برای نهایی شدن آن خواهیم داشت.

گفتنی است در ابتدای این جلسه امیر خجسته با تبریک نوروز فاطمی، نامگذاری سال جدید از سوی مقام معظم رهبری به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی را نقطه عطفی در روابط دولت و ملت دانسته و ابراز امیدواری کرد که مجلس شورای اسلامی بتواند در تحقق فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری موفق عمل کند.


اخبار سیاسی - ایرنا

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : apedia

اخبار,اخباراجتماعی ,هنگامه گلستان

«و برای هشت‌سال من با یک چشم به مرگ نگاه می‌کردم و تصاویری که روی آنها تمرکز می‌کردم، تصاویر واقعیت بودند.»

 همین‌طور که آسانسور دارد به‌قد یکی از برج‌های به‌آسمان‌رفته پایتخت بالا می‌رود، می‌توان به این کلمات فکر کرد و تصویر زنی جوان که سر به دیوار تکیه داده است، کارگری جوان با دست‌های پینه‌بسته و پسربچه‌ای بیمار از مقابل چشمانم می‌گذرد؛ به چشمی که به مرگ دوخته شده بود و او که تا لحظه آخر در برابرش ایستاد تا در سیزدهمین‌روز سال۸۲ با او همراه شود؛ در آخرین عکسی که با نام کاوه گلستان برای همیشه جاودانه ماند. هیچ‌وقت آن سیزدهم فروردین را نمی‌توان از خاطر برد.

 

وقتی که در آخرین‌روز تعطیل سال به‌یک‌باره، خبری در ایمیل‌ها و بعد روی سایت‌های خبری دیده شد و ناباورانه خیلی از کسانی که او را می‌شناختند، در انتظار تکذیب آن ماندند. کاوه گلستان مردی پرشوروهیجان و پر از سرزندگی بود که اطرافیانش را به خوب‌دیدن و دیدن حقیقت تشویق می‌کرد. باورکردنی نبود که او با آن‌همه شور و زندگی تسلیم یک‌مین در کردستان عراق شده باشد. اما آن خبر هیچ‌گاه تکذیب نشد و عکاسی ایران از آن‌روز راه خود را بدون یکی از عکاسان تاثیر‌گذار خود ادامه داد.

 

حالا ۱۲سال گذشته و بعد از این سال‌ها قرار است در روزهای آخر اسفند سال۹۳، در یکی از بالاترین طبقات این ساختمان خاطره‌های مربوط به کاوه گلستان را از زبان زنی بشنویم که سال‌های‌سال دوشادوش او فقط همسرش نبود؛ همکار‌، همراه و نزدیک‌ترین دوستش بود: «هنگامه گلستان.» هنگامه گلستان که همراه فرزندش، مهرک، ساکن انگلستان است، مدتی است در ایران زندگی می‌کند. تا همین یکی، دوسال پیش اگر قراری با او می‌گذاشتی و او ایران بود، قرار در خانه مشترکش با کاوه بود. اما حالا چندوقتی است که آن خانه که نه‌فقط او که همه دوستان و شاگردانش از آن خاطرات مشترکی داشتند، دیگر مال آنها نیست.

 

در این سال‌ها هنگامه چندین‌بار درباره کاوه گلستان و خاطرات مشترکشان صحبت کرده است و نگرانی از این است که وقتی در مقابل او نشستیم، گفت‌وگو را چطور شروع کنیم که حرف‌هایمان تکرار حرف‌های قبلی نباشد. این نگرانی در همان چنددقیقه اول به پایان می‌رسد؛ وقتی او می‌گوید حالا درست ۱۲سال از رفتن کاوه می‌گذرد و این سوال به‌یک‌باره به زبان می‌آید: «این ۱۲سال چطور گذشت؟»


و او بدون لحظه‌ای درنگ می‌گوید: «خیلی برایم سخت بود. از اولش هم برایم سخت بود. برای همین فکر کردم بروم سراغ چیزهای زنده کاوه و آن‌چیزی که ارزش دارد را حفظ کنم. اینکه من بنشینم و غصه بخورم که کاوه برنمی‌گردد. برای همین شروع به کار کردم و یک کتاب بسیار خوب درباره کاوه منتشر کردم.» بعد، از نمایشگاه‌هایی که در این یک‌سال اخیر در آمستردام و پاریس با مجموعه عکس‌های کاوه گلستان برپا شده و آنهایی که قرار است بعد از این برگزار شود و کارهایش برای بنیاد کاوه می‌گوید؛ بنیادی که همان سال‌های بعد از رفتنش با برپایی جایزه عکاسی قرار بود راه‌اندازی شود. اما با تعطیل‌شدن جایزه، بنیاد هم به حاشیه رفت.


 برای او که سال‌ها با کاوه زندگی کرده، آنچه از شور او می‌گوییم آشناست. می‌خندد و می‌گوید: «از همان ابتدا همین‌طوری بود. اصلا علت جذب‌شدن و همراهی‌ام با کاوه همین شور و هیجان بود. وقتی در کنارش قرار می‌گرفتی شروع می‌کرد به گفتن از آسمان و ریسمان و صحبت‌کردن درباره عکس‌هایش. وقتی با کاوه آشنا شدم، آخر ١٧سالگی‌ام بود و او آخر ١٨سالگی‌اش بود و همین آدم بود تا روز آخر دیدنش.»


 بعد خاطره‌ای را به یاد می‌آورد از روزهایی که او داشت فیلم ثبت حقیقت را می‌ساخت: «زمانی که داشت فیلم ثبت حقیقت را کار می‌کرد، خیلی به کانال چهار بی‌بی‌سی رفت‌وآمد داشتیم. در آن زمان آقایی آنجا بود که رییس بخش مستند بود. می‌گفت کاوه وقتی به دفتر می‌آید مثل گردباد می‌ماند و همه را می‌چرخاند و من می‌گفتم در دفتر این خوب است. ببینید در خانه من چه می‌کشم؟ واقعا هم در خانه عین گردباد بود. خوابش کم بود و صبح زود بلند می‌شد و در حال انجام کار بود. اصلا آرام و قرار نداشت.»


«گلستان»؛ این فامیلی است که در این چند سطر و در همه مصاحبه جاری بود؛ نامی که کاوه از پدری گرفته بود که بی‌تردید یکی از هنرمندان شناخته‌شده و صاحب‌سبک ایران است که تاثیر زیادی در ادبیات و سینمای ایران داشت؛ تاثیری که البته اعضای دیگر این خانواده به‌دنبال آن نرفتند و راه خودشان را رفتند. کاوه گلستان هم با اینکه رشته‌ای را انتخاب کرده بود که به پدرش نزدیک بود اما هیچ‌گاه به‌دنبال ساخت یک خشت‌وآیینه دیگر نرفت. او برخلاف نگاه پدرش به جهان، شیوه دیگری را انتخاب کرد. اما چرا؟ برای پاسخ به این سوال کمی فکر می‌کند و بعد می‌گوید: «نمی‌دانم واقعا اینکه می‌گویی، چطور اتفاق افتاده است. فکر می‌کنم همان طغیانی است که هر فرزندی نسبت به پدر و مادرش دارد. کاوه خیلی از کارهای پدرش مثل فیلم‌ها و داستان‌هایش را دوست داشت.

 

منتها فکر می‌کرد پدرش آدم رادیکالی نیست و دارد به شیوه کلاسیک با مسایل رفتار می‌کند. شاید هم زندگی‌اش جوری بود که موضوعاتی را نمی‌دید. بنابراین خودش می‌گفت: من از همان ابتدا دوست داشتم بروم در میان مردم در خیابان و عکس‌هایی را بگیرم و بعد به پدرم و دوستانش نشان دهم و آنها را شوکه کنم. اینها در خیابان راه نمی‌روند. اما در اصل شخصیتی خیلی شبیه هم بودند. در این حالت درافتادن با همه جهان و نگاه خاص به جهانشان شباهت زیادی به هم داشتند. شاید به همین دلیل بود که با هم درمی‌افتادند. اخلاق‌هایشان خیلی شبیه هم بود. اما او یک‌جور دیگر خودش را بیان می‌کرد و کاوه به شکل دیگری. تحمل دوآدم با اخلاق شبیه هم در یک فضا سخت است. برای اینکه هیچ‌کدام حاضر نیستند از حرف خودشان کوتاه بیایند.

 

اما در خیلی چیزها با هم مواضع مشترک داشتند. دیدشان خیلی جاها شبیه هم بود. هردویشان همیشه شاکی بودند. اما با هم کنار نمی‌آمدند. یک‌دقیقه هم حاضر نبودند صلح کنند. البته پدر کاوه معتقد است که اگر دونفر همین‌طور راحت و آرام حرف بزنند تغییری حاصل نمی‌شود. باید آدم‌ها را تحریک کرد تا کاری انجام بدهند. کاوه هم کمی اینگونه بود اما او نرم‌تر از پدرش بود و دلش نمی‌آمد کسی را داغان کند. اما پدر کاوه با نگاه قدیمی‌ای داشت فکر می‌کرد باید اینطور نقد کرد.»


پدری که پس از رفتن پسر سکوت کرد و هیچ درباره او نگفت، شاید این سوال را در ذهن هرکسی به وجود می‌آورد زمانی که هردو ساکن لندن بودند، چه رابطه‌ای با هم داشتند. این را همسر کاوه خوب می‌داند: «اوایل با هم ارتباط داشتند اما همیشه با دعوا میانه‌شان به‌هم می‌خورد. هرکدام حرفشان برای خودشان یکی بود. برای همین کم‌کم از هم فاصله گرفتند.»


وقتی حرف از پدر کاوه گلستان می‌شود، بی‌اختیار تصویر فخری گلستان، مادر کاوه هم به ذهن می‌آید؛ مادری که خیلی اوقات با گل‌های دست‌پرورده خودش به افجه می‌رفت و با پسرش دیدار می‌کرد؛ مادری که در تمام طول زندگی، یکی از نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی به او بود. این را هنگامه گلستان هم می‌گوید: «با مادرش خیلی نزدیک بود. او به‌دلیل اینکه پدرش‌ سال‌های‌سال نبود، خیلی حواسش به مادرش بود. این اواخر خیلی نزدیک به مادرش شده بود. همیشه می‌گفت مادرش پیر شده. باورش نمی‌شد که خودش زودتر از او می‌رود.» و رفتن کاوه، فخری‌خانم را خیلی اذیت کرد.

 

خانم گلستان بعد از مرگ کاوه مجسمه درست کرد و در خانه هنرمندان به نمایش گذاشت و صورتش با آن لبخند مهربانانه و مادرانه به یاد می‌آید: «رفتن کاوه او را بسیار اذیت کرد. اوایل سعی زیادی می‌کرد که خودش را قوی نشان دهد. اما داستان‌هایی هست که مردم می‌گویند چه‌کسی محکم است و چه‌کسی نیست؟ وقتی تبر به کمر کسی می‌خورد دیگر محکم‌بودنی در کار نیست. او هم سعی‌اش را کرد. با ساختن مجسمه‌ها خشمش را نشان می‌داد. اما یکدفعه فروریخت.»


در صفحه هشت روزنامه آیندگان چاپ هشتم شهریور ١٣٥٦، یک گزارش تصویری از عکاسی جوان با نام هنگامه جلالی منتشر شده است. تصاویر به اندازه تصاویری که کاوه گلستان گرفته‌بود‌ تلخ و تکان‌دهنده است. حالا در مقابل هنگامه جلالی نشسته بودیم؛ کسی که بعد از آن با نام کاوه و در کنار نام کاوه بود. وقتی به او می‌گوییم که چرا هیچ‌وقت سعی نکردید از نام کاوه جدا باشید، می‌گوید: «ببین آدم‌ها برداشتشان از زندگی فرق دارد. من و کاوه روزی که آمدیم زندگی را آغاز کردیم، دیگر مرزی نداشتیم. اینطوری نبود که عکس من و عکس تو باشد. همیشه عکس ما بود. اگر عکسی از کاوه جایی منتشر می‌شد، می‌گفت: «دیدی چه خوب این کار را کردیم.» بعد از اینکه کاوه رفت من تازه متوجه شدم که او یک آدم جدا بوده و من آدمی جدا. مردم هم همیشه اینطوری می‌دیدند که جدا هستیم.

 

اما من و کاوه تا روزی که کاوه رفت یک‌نفر بودیم. ما در همه‌چیز با هم مشورت می‌کردیم و نظرمان شبیه هم بود. چیزی میان ما بود که شاید آن‌زمان خودمان هم متوجهش نبودیم که ما یک‌نفر شده بودیم. همین چندروز پیش کاغذی را پیدا کردم که مربوط به زمانی بود که می‌رفتیم خارج و می‌خواستیم عکس چاپ کنیم. برای اینکه تخفیف بگیریم اسم موسسه‌ای را باید می‌گفتیم. دفترمان که داخل خانه بود و برای این دفتر یک اسم انتخاب کرده بودیم. اسم این موسسه را گذاشتیم


UNIT ONE PHOTOGRAPHY: واحد یک عکس. گفتیم ما دو نفر واحد یک هستیم. اینطوری به داستان نگاه می‌کردیم. برای من مهم‌ترین چیز عکسی بود که ما می‌گرفتیم و تاثیری که می‌گذاشت. عکسی که در تهران مصور و آیندگان چاپ می‌شد، فکر می‌کردیم مردم این را دیدند و این خیلی‌خوب بود. پولش هم که به حساب مشترک ما می‌رفت. این را مردم به من تحمیل می‌کنند که از کاوه جدا بودم. بعد از ازدواج، در میان دوستان هنگامه کاوه بودم. در روستاها که می‌رفتیم، خانم کاوه بودم. آقا کاوه خانم کاوه. یک‌بار از کوه بالا می‌رفتیم، همه گفتند کاوه! خانمت چه خوب پابه‌پات میاد و او می‌گفت خانم کاوه است دیگر. یعنی برای خود ما و بچه ما، اینطوری بود که از هم جدا نبودیم. مثل این است که شما در روزنامه کار می‌کنی، بعد بروی کناری بنشینی و ببینی دیگران در موردت چه می‌گویند. این خیلی فرق می‌کند تا وقتی خودت هستی. کمی سنت‌شکن هم بودم.

 

همان‌طور که عروسی سنتی نگرفتم و با کاوه رفتیم خیلی ساده عقد کردیم؛ فکر می‌کردم که ما قرار است با هم زندگی کنیم و بقیه چیزها اهمیتی ندارد. الان هم گاهی که می‌خواهم با خودم  فکر کنم که کاوه رفت که رفت، نمی‌توانم تحمل کنم. اما نرفته؛ این عکس‌ها و این کارها هست و او حتما جای دیگری زندگی می‌کند و ما فقط از هم دور شدیم.


همین‌طور که داریم صحبت می‌کنیم به خاطره‌ای از کاوه گلستان می‌رسیم که چندسال پیش در یکی از گفت‌وگوها از هنگامه شنیده شده بود.

 

او از پافشاری کاوه در شب ۱۲بهمن گفته بود؛ زمانی که مجله تایم عکاس دیگری را برای پوشش تصاویر ورود امام خمینی به تهران فرستاده بود. اما اصرار او برای عکاسی از این اتفاق مهم، بالاخره دست‌اندرکاران مجله تایم را هم متقاعد می‌کند. هنگامه گلستان این اصرار او برای به‌دست‌آوردن هرچیز را، نوعی رفتار خاص کاوه می‌داند و می‌گوید: «کاوه وقتی چیزی را می‌خواست تا آن را به‌دست نمی‌آورد و برای خودش حل نمی‌کرد، رهایش نمی‌کرد. مثلا عکاسی از زنان روسپی را می‌دانی از چه موقع کاوه دنبالش بود؟ از وقتی که خیلی جوان‌تر بود. چندین‌بار دوربین در پاکت گوجه گذاشته بود تا عکاسی کند و یواشکی عکس می‌گرفته اما نتوانسته بود.

 

محال بود چیزی را بخواهد و آن را به دست نیاورد. من خیلی وقت‌ها مستاصل می‌شدم که نمی‌شود، رهایش کن. اما کاوه حتی از یک حرف هم نمی‌گذشت. مثلا در همین فیلم ثبت حقیقت، بخشی دارد که به بیننده‌ها می‌گفت شما قاتل‌ها، آدم‌کش‌ها و... . کانال چهار می‌گفت در قانون ما نوشته شده که کسی نمی‌تواند به تماشاچی فحش بدهد. هر کاری کردند، حاضر نشد این دو کلمه قاتل و آدم‌کش را از فیلم حذف کند. امکان ندارد که از این بگذرم. هرچقدر گفتند در یک فیلم ۲۶دقیقه‌ای از دو کلمه صرف‌نظر کن قبول نکرد. در نهایت هم آنها قبول کردند که این دو کلمه در فیلم باشد. من هم این را از او یاد گرفتم.

 

در همین فیلم ثبت حقیقت باید عکس‌ها را می‌بردم به کسی نشان می‌دادم تا تایید می‌کرد. قبل از دیدن آن فرد، تهیه‌کننده فیلم به من گفت یکی از عکس‌ها را حذف کنم. تصویر پرستاری بود که جسد بدون سر یک بچه را در دست داشت. می‌گفت: «توصیه می‌کنم این را حذف کن چون این خانمی که مسوول این کار است، با دیدن این عکس حالش بد می‌شود و جواب منفی می‌دهد.»

 

مخالف بودم اما فکر کردم که این عکس باید باشد. بعد عکس را به آن خانم نشان دادم و خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفت اما در نهایت عکس گذاشته شد. من هم فکر می‌کردم اگر عکسی اینطور تاثیر‌گذار است، خیانت می‌کنم که آن را سانسور کنم. بعد از کاوه، هر عکسی که می‌گویند حذف کن، یاد آن حرف‌ها و اعتقاداتش می‌افتم و می‌گویم نه، نمی‌شود.


هوای بیرون پنجره تاریک شده است و از هیاهوی تهران در آخرین روزهای سال خبری نیست. یکی از معروف‌ترین مجموعه‌های کاوه گلستان، عکس‌های روسپی‌های او است؛ مجموعه‌ای که هنگامه گلستان می‌گوید با همین شیوه پافشاری عکاسی شده است: «کاوه آنقدر رفت تا توانست. در آن زمان خانم ستاره فرمانفرمایان کتاب خوبی درباره روسپیان داشت. آن را خواند و با خود خانم فرمانفرمایان مصاحبه کرد تا در نهایت یک مددکار را به نام آقای علیخانی پیدا کرد که در قلعه کار می‌کرد. او هم شبیه کاوه کار می‌کرد. در کلاس‌های سوادآموزی تلاش و به آن زنان کمک می‌کرد. با آقای علیخانی نشستند و صحبت کردند.

 

اینطور شروع کردند که زن‌ها می‌آیند داخل کلاس بگویند، عکس شش در چهار لازم داریم تا بتواند کمی عکس بگیرد. اما از آنجایی که شگردش این بود، با آدم‌ها حرف می‌زد و می‌توانست آنها را با خودش همراه کند. با تک‌تک‌شان حرف زد و راضی‌شان کرد که آنها اجازه دادند او از حریم خصوصی‌شان هم عکس بگیرد. من هنوز هم برایم جالب است که این زن‌ها اجازه دادند یک غریبه داخل اتاقشان شود و از زندگی شخصی‌شان‌ عکس بگیرد اما کاوه این کار را می‌کرد.»


از همکاری کاوه با کامران شیردل می‌پرسیم و برخلاف تصور، متوجه می‌شویم که این دو هیچ‌گاه با هم به قلعه نرفته بودند: «زمانی را که آقای شیردل برای ساخت آن فیلم رفت، دقیق نمی‌دانم، باید از خودشان بپرسید اما داستانی که من‌ می‌دانم این است که او رفته بود و تعدادی عکس و فیلم از کلاس سوادآموزی و روسپیان گرفته بود.

 

فیلم‌ها را به جایی داده بود و تعدادی از آنها گم شد. خیلی ناراحت و عصبانی بود. در جایی برای آقای نعمت حقیقی ماجرا را تعریف می‌کند و آقای حقیقی می‌گوید که به کاوه بگو، او عکس‌های خوبی از آنجا دارد. او زودتر رفته بود. بعد تلفن کرد و از او عکس‌ها را خواست. کاوه هم همه عکس‌ها را که در نمایشگاه گذاشته بود، برایش می‌فرستد. او و آقای شیردل هیچ‌وقت همدیگر را ندیدند. بعدا آقای شیردل به من گفت چقدر بد شد که هیچ‌وقت ندیدمش.»


اولین گزارش این نمایش یک هفته بعد از انتشار عکس‌های هنگامه گلستان، در شهریور۵۶ در روزنامه آیندگان بود:«گزارش آیندگان که منتشر شد، بازتاب عجیبی داشت و بسیاری عکس‌العمل نشان دادند. بعد کاوه فکر کرد که نمایشگاهی بگذارد و سپس با دانشگاه صحبت کرد و نمایشگاه برگزار شد که سه مجموعه روسپی و کارگر و مجنون بود. در نهایت پولارویدهایش بود که روی یک دیوار کامل کنار هم چسبانده شد. این پولارویدها نقدی بود از زندگی پولدارهای آن زمان. کلاژی داشت که پادشاهی با همه نشان‌ها نشسته جلوی کارخانه. این عکس قرار بود در روزنامه آیندگان چاپ شود، صفحه آخر، عکس هفته داشتند. ما یک‌سری از این پولارویدها را منتشر می‌کردیم. اما این عکس را که گذاشتیم جلوی آیندگان را گرفتند و مجبورشان کردند که عکس را حذف کنند. من هر دو صفحه را دارم که این عکس چاپ شد و بعد عکس مد می‌گذارند.»


نمایشگاه یک هفته در دانشگاه تهران ماند و بعد تعطیلش کردند. کسی آمده و گفته بود نمایشگاه را تعطیل کنند و به در نمایشگاه زده بود: به فرموده تعطیل است؛ کارتی که هنوز جزو آرشیو آنهاست. هنگامه به یاد می‌آورد که بعد از تعطیلی این نمایشگاه، به نمایشگاه گروهی می‌روند که سر و صدای زیادی هم به پا می‌شود: «نمایشگاه گروهی در پارک لاله برپا شد که هرکدام از گالری‌ها یک غرفه داشتند. خانم سیحون گفت که قرار است فرح هم بازدید کند. او گفت من یک غرفه خالی می‌گذارم اما به کسی نگویید. تا این پیاده می‌شود، برای بازدید بیاید عکس‌ها را بچینید. ما هم همین کار کردیم. اتفاقا خود فرح آمد اینجا و ایستاد و با کاوه صحبت کرد و گفت چرا این دید سیاه را داری؟ بعد از دفترش پیغام دادند که بیایید از کاشیکاری ایرانی و هنر ایرانی عکس بگیرید که کاوه قبول نکرد.»


کمی درباره تاثیر کاوه گلستان در عکاسی مستند و شاگردانش می‌گوییم. هنگامه گلستان می‌گوید عکس‌های او تلنگری برای دیگران بود که حقیقت را ببینند و برای همین وقتی نمی‌توانست کار کند، تدریس می‌کرد، این اندیشه که اگر من نمی‌توانم کار کنم، می‌توانم از چشم ده‌ها عکاس دیگر کار کنم، را در درس‌هایی که می‌داد، دنبال کرد و نمی‌تواند از یکی شاگردانش به‌عنوان شاخص‌ترین‌ آنها نام ببرد. همین‌طور که وقتی از مجموعه مورد علاقه‌اش در کارهای کاوه می‌پرسیم، نمی‌تواند جز نگاه انسانی که در کارهایش هست، عکسی را انتخاب کند.


 وقتی هنگامه گلستان دارد درباره وجه انسانی کارهای کاوه می‌گوید، بی‌اختیار تصویری سیاه و سفید از خانه‌ای ویران در مقابل چشم می‌آید که کودکی تنها در میان قاب پنجره ایستاده است؛ عکسی که شامل همه دردهای جنگ است که میان چشمان کودک پنهان شده است. میان صدای دور ترقه‌ای، از هنگامه درباره حضور کاوه در جبهه جنگ ایران می‌پرسیم؛ می‌گوید که کل جنگ در جبهه بود: «شرایط جنگی بود و سخت‌گیری می‌کردند. آلفرد، کاوه و بقیه عکاسان باید با این شرایط کار می‌کردند. یکی از ایرادهایی که من به عکاسان الان دارم، این است که آنقدر مثل آن زمان شرایط برایشان سخت نیست اما به سمت برخی موضوعات نمی‌روند. البته عکس‌هایی مثل عکس‌های کاوه که تلخی و سیاهی را نشان می‌دهد کمتر فرصت نمایش پیدا می‌کند.

 

همین الان در لندن هم بخواهی عکس انتقادی بگیری، به تو اجازه نمی‌دهند.» با اینکه می‌دانیم هنوز هم برای هنگامه سخت است اما از آخرین سفر کاوه می‌پرسیم؛ از وقتی تصمیم گرفت که به عراق برود: «نزدیک دوماه قبل از این حادثه رفت عراق. از اسفند. معلوم نبود که حتما جنگ می‌شود. عکاسان و خبرنگاران آماده‌باش بودند. دقیقا یک هفته مانده به جنگ، می‌گفتند حمله نمی‌کنند. کاوه درست در اولین هفته جنگ کشته شد. بدشانسی این بود که چون یک هفته بود، راهنماهایی که با اینها می‌رفتند، هنوز نقشه میدان‌های مین را نداشتند.»


درباره آن روز و آوردن خبر رفتن کاوه، هنگامه در این ۱۲سال بارها توضیح داده. سعی می‌کنیم درباره آن دونفری که از بی‌بی‌سی آمدند تا این خبر را به او بدهند و از روز ۱۳فروردین، چیزی نپرسیم. کمی در مورد انتخاب گورستان کوچک افجه برای دفن کاوه می‌گوید. اینکه افجه، جایی بود که دوست داشت و اینجا انتخاب هنگامه و مهرک تنها فرزند او و کاوه بود؛ پسری که برخلاف پدر و مادرش به سمت موسیقی رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند. با این همه، از وقتی پدر رفته هرسال سالگرد عروسی آنها به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید کسی در میدان پدینگتون منتظر توست.


گفت‌وگو تمام شده و باز آسانسور دارد ما را به سمت پایین و هیاهوی شهر می‌برد و می‌توان در میان حرکت آن، به فیلم‌هایی که می‌شد در این ۱۲سال درباره زندگی کاوه ساخت، فکر کرد و به تصاویری که مثل سیلی به صورتت می‌خورد و تو نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری.

 

 اخبار اجتماعی  - شرق 

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار سیاست خارجی , مذاکرات ایران و 5+1

تا کمتر از بیست و چهار ساعت دیگر توافق میان ایران و ۵+۱ اعلام خواهد شد اما سوال اینجاست قرار است چه دست‌آوردهایی در این توافق داشته باشیم؟

 گفتگوهای هسته‌ای ایران و گروه کشورهای ۵+۱ دیگر واقعا به مراحل حساس و سرنوشت‌ساز رسیده‌ است، هرچند احتمالا از شنیدن و خواندن این عبارت به اندازه کافی خسته شده‌اید اما فاصله‌ای تا گام پایانی باقی نمانده است.

 

به زمان اعلام دست‌آوری تازه برای ایران و آمریکا ساعاتی بیشتر زمان باقی نمانده و احتمالا پاسی از شب، قدری دیرتر یا زودتر وزرای خارجه ۷ کشور روبه‌روی شاترهای متعدد دوربین‌های عکاسان می‌ایستند و عکس‌های یادگاری خود را در تاریخ ثبت می‌کنند. اما چارچوب این توافق چگونه خواهد بود؟ ما چه به دست می‌آوریم و در مقابل چه چیزهایی خواهیم داد؟ با گپ و گفت‌هایی که با خبرنگاران کشورهای مختلف و همچنین منابع آگاه داشتم به برخی از جزئیات مهم توافق دست یافته‌ام که برخی از آنها را مرور می‌کنیم.

 

هرچند تا لحظه پایان، احتمال هر نوع تغییر در این موارد وجود دارد اما به نظر می‌رسد با توجه به دسترسی این خبرنگاران و کارشناسان به منابع دست اول و آگاه از هیئت‌های دیپلماتیک کشورهای مختلف، کلیت این اطلاعات قابل اعتنا باشد.

تعداد سانتریفیوژها
 پس از رایزنی‌های فشرده و فراوانی که میان طرفین انجام شده، ظاهرا دو طرف روی عدد ۶ هزار برای سانتریفیوژها توافق کردند. بدین ترتیب که ایران ضمن برخورداری از حق غنی‌سازی اورانیوم حتی می‌تواند ۶ هزار سانتریفیوژ فعال هم داشته باشد. امری که تا چند سال پیش کاملا غیر قابل حصول ارزیابی می‌شد. چرا که طرف آمریکایی تنها به برچیده شدن کلیه تاسیسات هسته‌ای ایران نظر داشت و باقی ماندن حتی یک سانتریفیوژ هم بر نمی‌تافت. اما با دیپلماسی دکتر ظریف حالا ایران می‌تواند ۶ هزار سانتریفیوژ فعال که غنی‌سازی ۵ درصد هم انجام می‌دهند را در اختیار داشته باشد. 

برداشتن تحریم‌ها
یکی از موارد مهم در مذاکرات هسته‌ای نحوه و مکانیزم کنار رفتن تحریم‌ها است. در شرایطی که تا یک‌سال پیش کمتر کسی انتظار داشت تحریم‌های اساسی و فلج کننده اقتصادی، از قبیل تحریم نفت، بانک مرکزی و بیمه به یکباره کنار رود، امروز این اتفاق حاصل شده‌است. بدین معنا که پس از امضای توافق جامع (که احتمالا در تیرماه خواهد بود) تمامی تحریم‌های مربوط به کشورها به صورت یکجا برداشته‌ می‌شوند.

 

تحریم های اتحادیه اروپا، تحریم‌های دوجانبه مضاعف که از سوی کشورهایی چون سوئد، چین، ژاپن و .... وضع شده اند و همچنین تحریم‌های آمریکا (شامل فرامین اجرایی رئيس جمهور و تحریم‌های کنگره) همگی بالافاصله پس از امضای توافق جامع برداشته خواهد شد. (هرچند برخی از آنها لغو و برخی دیگر تعلیق می‌شوند) دیگر تحریم‌هایی که به مسائل تسلیحاتی و امنیتی مربوط می‌شود همچنان به نتیجه شفافی نرسیده است.

 

یک دیپلمات اروپایی حاضر در مذاکرات در این رابطه می‌گوید: با برداشتن همین حجم تحریم‌ها اقتصاد ایران رشد ۸ درصدی را تجربه خواهد کرد، اما با این وجود تیم ایرانی به همین اندازه هم رضایت نمی‌دهد و خواهان کنار رفتن هرچه سریعتر تحریم‌های تسلیحاتی و امنیتی است. اتفاقی که پذیرش آن برای طرف غربی با توجه به سابقه ایران در مذاکرات غیر قابل پذیرش است.

به نظر می‌رسد پس از اعلام اولیه این توافق (که تا ساعاتی دیگر انجام خواهد شد) معین می‌گردد که تحریم‌های اقتصادی که بیشترین لطمه را هم در این سال‌ها به کشور وارد کرده بلافاصله پس از امضای توافق جامع ( نهایتا در تیر ماه) برداشته خواهد شد، اما تا لحظه تنظیم این گزارش سرنوشت تحریم‌های تسلیحاتی و امنیتی مشخص نشده است. این در حالیست که تا همین چند ماه پیش، حتی خوش‌بین‌ترین تحلیل‌گران هم انتظار برداشته شدن یکباره تحریم‌های کلیدی و مهم مانند نفت و بانک مرکزی را نداشتند.

بازه زمانی اعتماد سازی
بازه زمانی که پس از امضای توافق جامع لازم است تا طرفین دوره اعتمادسازی را طی کنند یکی از موارد اختلاف جدی دو طرف بوده است. این اختلاف البته با موضوع تحقیق و توسعه (R&D) هم گره خورده است. بدین معنا که طرف غربی خواهان محدودیت شدید تحقیق و توسعه در مراحل پس از توافق بوده و ایران نمی‌خواهد کمترین زنجیری بر پای خود داشته باشد. یکی از خبرنگاران غربی حاضر در محل مذاکرات در این رابطه به من می‌گوید: اختلاف در این موضوع تقریبا حل شده است اما هنوز فرانسه تا اندازه‌ای با آن مخالفت می‌ورزد. این خبرنگار در ادامه به صحبت‌های آقای عراقچی در گفتگو با تلویزیون ایران اشاره می‌کند و می‌افزاید: آنجا که معاون وزیر خارجه شما به وجود اختلاف‌های فنی در درون یکی از تیم‌های مذاکره اشاره می‌کند در واقع به مخالفت‌های فرانسه کنایه می‌زند. چرا که همه طرفین با دو بازه زمانی ده و پانزده ساله موافقت کرده‌اند.

 

به این ترتیب که در مرحله اول ایران در یک بازه زمانی ده‌سال محدودیت قرار می‌گیرد و پس از آن در دوره دوم که پانزده ساله خواهد بود، در همان پنج سال اول تا اندازه زیادی از حجم محدودیت‌ها علیه ایران کاسته می‌شود و این کاهش هر سال کمتر و کمتر خواهد شد. اما فرانسه مخالف این موضوع است و تاکید داشته کاهش‌ها در دوره پانزده ساله دوم باید ثابت باشد و در انتهای آن پانزده سال محدودیت‌ها برداشته شوند.

هرچند این اختلاف هنوز حل نشده است و فرانسه همچنان بر موضع خود پافشاری می‌کند، اما یک منبع آگاه به نقل از دیپلمات‌های فرانسوی به من گفت که این موضوع قابل حل است و مشکلی اساسی در روند مذاکرات به شمار نمی‌رود. گفته می‌شود شام دیشب جان کری با لوران فابیوس هم برای متقاعد کردن وزیر خارجه فرانسه صورت پذیرفته است.

بیشتر گرفته‌ایم یا داده‌ایم؟
با این تفاسیر فاصله چندانی تا اعلام توافق در این مرحله باقی نمانده و طرفین به چارچوبی مهم و کلیدی برای حل اختلافات دست می‌یابند. چارچوبی که البته هنوز مشخص نیست در چه قالبی ارائه خواهد شد؟ آیا همانطور که ایران می‌خواهد تنها در حد توافقات شفاهی خواهد بود و نهایتا به یک بیانیه مطبوعاتی ختم می‌شود؟ یا آنطور که طرف آمریکایی تاکید کرده، موارد توافق مکتوب می‌شوند تا دست کنگره برای انجام اقدامی تخریبی علیه ایران بسته بماند؟ بدیهی است که هر نوع توافق شفاهی از ضریب شکنندگی بالایی برخوردار خواهد بود و شاید مکتوب کردن آن به سود ایران باشد چرا که در آن صورت طرف غربی دیگر نمی‌تواند وعده‌های داده شده را پس بگیرد و یا آنها را عوض کند. به هر ترتیب تا ساعاتی دیگر همین نقاط اندک ابهام باقی مانده هم برطرف خواهد شد و گامی مهم و کلیدی برای پایان بخشی به این مناقشه طولانی شده برداشته خواهد شد.

پایانی که بیش از هر کس وامدار شخص دکتر ظریف و دیپلماسی دقیق و حرفه‌ای این حقوقدان ورزیده خواهد بود. موید این امر اظهارتی است که یکی از دیپلمات‌های فرانسوی حاضر در مذاکرات در خصوص وضعیت مذاکرات نقل می‌کند، او می‌گوید جان کری بیش از اندازه در مقابل ایرانی‌ها کوتاه آمده و دلیل مخالفت و نگرانی ما هم همین مسئله است، چرا که با این شرایط ایران به امتیازات مهم و کلیدی دست می‌یابد در حالیکه تحریم‌ها در شرایطی برداشته می‌شوند که خودمان هم می‌دانیم دیگر قابل بازگشت نیستند.

اخبار سیاست خارجی - خبرآنلاین

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار بین الملل ,بحران سوریه

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پس از اعلام حمایت هفته گذشته خود از حمله اعراب به ملت یمن، این هفته درخواست کرد شبیه آن تجاوز نظامی علیه نوار غزه، سوریه، عراق، سومالی و لیبی انجام شود.

به گزارش فارس، «محمود عباس» (ابومازن) رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین امروز (شنبه) خواستار انجام عملیات «طوفان قاطع» در فلسطین مانند یمن شد.

روزنامه فلسطینی «الایام» به نقل از عباس نوشت: امیدواریم که اعراب موضعی مشابه یمن در کشورهای دیگر که از فتنه در رنج هستند مانند سوریه، عراق، غزه، سومالی و لیبی اتخاذ کنند.

حماس: اظهارات عباس «خطرناک و غیرملی» است
«سامی ابوزهری» سخنگوی حماس در گفت‌وگویی با «الرساله» اظهارات عباس را که خواستار تکرار عملیات طوفان قاطع علیه ملت فلسطین شده بود، خطرناک و غیرملی توصیف کرد.

ابوزهری در ادامه از دولت های عربی خواست محمود عباس را به خاطر اینگونه مواضع منسجم با تمایلات رژیم صهیونیستی در هدف قرار دادن ملت فلسطین مجازات کنند.

وی افزود: عباس فاقد مشروعیت قانونی است و وجود او در ریاست تشکیلات خودگردان مربوط به میزان التزام او به توافق ملی فلسطینی است و هرگونه تصمیم  و یا اظهاراتی خارج از این توافق رد شده است.

جنبش الاحرار: عباس نماینده صهیونیست‌هاست
جنبش فلسطینی «الاحرار» نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد درخواست عباس برای انجام عملیات طوفان قاطع علیه غزه متناسب با اولویت‌های اسرائیل برای حمله به غزه است

این جنبش در بیانیه خود نوشت: تاکید می‌کنیم که محمود عباس فاقد مشروعیت است و نماینده ملت فلسطین نیست بلکه او با این اظهارات پَستخود نماینده صهیونیست هاست و شکست‌های رژیم اشغالگر در 50 سال تجاوز علیه غزه را با این اظهارات خود جبران می‌کند.

این جنبش افزئود که شایسته است عباس به جای این سخنان، خواستار انجام عملیات برای آزادی مسجدالاقصی شود. الاحرار از سران عرب خواست برای مجازات عباس درنگ نکنند.

اظهارات عباس (که همان روز اول حمایت قاطع خود را از عملیات عربستان علیه یمن اعلام کرد) پس از سخنان «محمود الهباش» قاضی القضات فلسطین اعلام شد. قاضی‌ تشکیلات خودگردان دیروز ضمن اعلام حمایت کامل از تجاوز نظامی به یمن، از اعراب خواست با حماس که کنترل غزه را در دست گرفته نیز مانند حوثی‌ها در یمن رفتار شود.

اخبار بین الملل - فارس

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : apedia

اخبار,اخباربین الملل ,تروریست های بوکوحرام

ساکنان شهر داماساک نیجریه که اخیرا آزاد شده اند، روز سه شنبه گفتند، تروریست های بوکوحرام بیش از 400 زن و کودک را از این شهر کوچک واقع در شمال نیجریه ربوده اند؛ شهری که نیروهای نیجر و چاد در ماه جاری میلادی از چنگال این گروه در آوردند.

به گزارش ایرنا به نقل از رویترز، هنوز هیچ آمار رسمی در این زمینه صادر نشده است، اما این گروه در 6 ساله گذشته نیز با ربودن دسته جمعی دختران و کودکان عملیات های مشابهی را انجام داده بود. نمونه چنین اقدامی، ربودن 300 دانش آموز دختر در ماه آوریل گذشته بود که خشم جامعه جهانی را برانگیخت.

سلیمان علی یکی از کسبه محلی شهر داماساک به رویترز گفت: آن ها (بوکوحرام) 506 زن و کودک را ربودند. 50 نفر را نیز پیش از عقب نشینی از شهر کشتند...نمی دانیم پیش از ترک شهر افراد بیشتری را هم کشته اند یا نه، اما هر که را توانستند با خود بردند.

نیروهای مشترک نیجر و چاد هفته گذشته اجساد 70 تن را یافتند که در زیر پل منتهی به داماساک اعدام شده بودند؛ شهری که همچنان در خیابان های آن لاشه های خودروهای سوخته پس از درگیری نیروهای دولتی با تروریست ها به چشم می خورد.

سلیمان علی گفت، زن و سه دخترش جزء ربوده شدگان به دست بوکوحرام هستند.

یک زن 40 ساله نیز گفت: تروریست های بوکوحرام پیش از ربودن افراد، آنها را در مسجد اصلی شهر گرد آوردند.

وی افزود: من دو کودکم را مخفی کردم و آن ها را از دست بوکوحرامی ها نجات دادم.

بوکوحرام که اخیرا با گروه تروریستی داعش بیعت کرده خواستار برقراری امارت در شمال نیجریه است.

حملات و تهدیدهای بوکوحرام انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی نیجریه را که قرار بود 14 فوریه (25 بهمن 1393) برگزار شود به تعویق انداخت. رای دهندگان این کشور با شش هفته فاصله روز 28 مارس به پای صندوق های رای می روند.

براساس ارزیابی شورای روابط خارجی مستقر واشنگتن، در تهاجم 6 ساله تروریست های بوکوحرام که در سال 2014 اوج گرفت، حدود 10 هزار غیرنظامی کشته و بیش از یک میلیون و 500 هزار تن آواره شده اند.


 اخبار  بین الملل - ایرنا  
 



ادامه مطلب

بر اثر دو سانحه رانندگی عصر پنجشنبه در جاده اصفهان - مورچه خورت در استان اصفهان یک کشته و 42 نفر زخمی شدند.

رییس ستاد هدایت و مرکز فرماندهی عملیات اورژانس استان اصفهان به خبرنگار ایرنا گفت: در حادثه واژگونی یکدستگاه اتوبوس اسکانیا در 25 کیلومتری اصفهان در جاده شاهین شهر - میمه که به دلیل لغزندگی جاده، سرعت غیرمجاز و بی احتیاطی راننده رخ داد یک تن کشته و 34 نفر مصدوم شدند.

علی رحمتی همچنین افزود: در حادثه واژگونی یک دستگاه خودرو سواری ایسوزو مقابل پالایشگاه اصفهان در جاده شاهین شهر به میمه بدلیل لغزندگی جاده، هشت نفر مجروح شدند.

وی گفت: مصدومان این حادثه به بیمارستان گلدیس شاهین شهر و بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان منتقل شدند.

رییس ستاد هدایت و مرکز فرماندهی عملیات اورژانس استان اصفهان افزود: حال سه نفر از مصدومان این حوادث وخیم گزارش شده است. 

 

اخبار حوادث - ایرنا



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : apedia

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی

در روزگاری که جامعه مجازی و شبکه های اجتماعی یکی از ارکان اصلی ارتباط افراد با یکدیگر شده است، ستارگان و چهره های هر جامعه ای نیز این صفحات را برای ارتباط بهتر با طرفداران خود و مردم انتخاب کرده اند.

 چهره های جامعه ما نیز از این قضیه مستثنی نیستند و بسیاری از ستارگان سینما، موسیقی، ورزش، سیاست و ... ما با داشتن یک یا چند صفحه در شبکه های اجتماعی مختلف قصد در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند.

در این سری مطالب ما تصمیم گرفته‎ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم.

*******


شماره 91 چهره ها در شبکه های اجتماعی را شروع می‌کنیم با عکسی که تنها نکته اش جای خالی مرتضی پاشایی در آن است. عکسی که در مجلات مختلف و موقعیت شناس (!) بار ها تکرار شده است. آن خانم هم تازه عروس خانواده پاشایی است.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی

 
واکنش ساناز کاشمری به هجمه انتقاداتی که هواداران و موسیقی دوستان به آخرین آلبوم گروه آریان داشتند. وارد بحث فنی ماجرا نمیشویم چون چیزی سرمان نمی‌شود، ولی ساناز جان این یک اصل است که موزیک موفق، موزیکی است که مخاطب بپسندد و طبق سلیقه های او باشد! این که سلیقه هواداران منطبق با معیار های سایت های بین المللی نیست، دلیلی بر بی سواد خوانده شدن این همه هوادار نمی‌شود. اگر همین هواداران نبودند، آریان هم نبود.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی هادی عقیلی با گل پسر هایش.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکسی جالب از دوران کودکی جمشید خان هاشمپور که نشان می‌دهد از همان موقع ترمیناتوری بوده برای خودش!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی دوبلور های عزیز در تکاپو برای آماده کردن فیلم های عید 94. استاد عرفانی و صدای گرمش در کنار صدای کودکانه و جذاب ابراهیم شفیعی.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی یهویی الف . پ.

 با نمک است دیگر! بیایید با بانمک ها مهربان باشیم.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکس جالب حنا خانم، دختر دوست داشتنی ترانه علیدوستی در آغوش عبدالرضا کاهانی، در حالی کلاه عمو رضا عطاران را کش رفته و روی سرش گذاشته است!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


به سلامتی!

سیما خضر ابادی گویا خوابش می آمده است! از آنجایی که تصمیم گرفته ایم در این روزهای آخر سال خاطرات خوبی برجای بگذاریم، تصمیم گرفته ایم که تمامی مهربانی هایی که در این 350 روز خرج نکرده ایم در این 10 روز خرج کنیم. لذا بیایید با کسانی که خوابشان می آید، مهربان باشیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


مریم خانم معصومی در شب تولدش در زیر باران. بحران چتر در صنعت سینمای ایران! میتواند تیتر خوبی برای این عکس باشد. البته باید قبول کرد عکس با پتو مسافرتی لایک خورش به مراتب بالاتر از چتر است و مریم هم دختر فوق‌العاده نکته سنجی اشت!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی شهرام عبدلی و پسر بامزه اش که با بابا مو نمی‌زند!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


جملات تاثیر گذار از بزرگان.

بیایید با بزرگانِ این مرز و بوم، مهربان باشیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


و آخرین عکس از حواشی شام ایرانی سروش صحت و رفقا در رستوران سام درخشانی. از پوریا پور سرخ عزیز هم بخاطر این 4 شب تشکر ویژه ای داریم. می‌دانیم سخت بوده برایش!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


امیر جان بنده جای شما بودم این آثار سورئال را به عنوان اثر هنری خفن در گالری های شمال تهران می‌فروختم. باور کن نان در همین چیز هاست این روزها!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


کم ترین شب زمین؟! یعنی چه؟!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکس بدون شرح تبسم هاشمی، مجری برنامه های کودک و نوجوان. جز آرزوی سلامتی کاری از دستمان بر نمی آید که برای تبسم جان انجام بدهیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


مهسا کامیابی به مکان ثبت عکس اشاره نکرده بود، ولی شرط می‌بندم که در جزیره کیش است! باور نمیکنید بروید از خودش بپرسید!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی والیبالیست ها با اشاره به موقعیت مکانی پرچمشان. با توجه به استاتوس های تمامی اقشار ایرانیان در شبکه های اجتماعی، انتظار میرود که در «بالا» ترافیک شدید پرچم وجود داشته باشد!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


بهنوش بختیاری صبح چهارشنبه سوری را با این عکس و تعریف و تمجید از الناز شاکردوست شروع کرد.

بیایید با الناز شاکردوست مهربان باشیم :)

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سپاس ویژه از سودابه بیضایی عزیز.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


الهه خانم رضایی و عکسی در زیر یک مجسمه در یک مکان تاریخی در یکی از کشورهای خارجی. بله متوجه‌ایم! خودمان هم به این اطلاعات بالایمان می‌بالیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


دوستان بازیگر در پشت صحنه سریال «در حاشیه» مهران مدیری. نیما فلاحی، سحر ولدبیگی، ماندانا سوری، فلامک جنیدی و رامین ناصرنصیر. منتظریم هر چه زودتر ششم فروردین شود تا به یاد گذشته باز به پای سریال های مهران خان بنشینیم. البته امیدواریم سریال خوب از آب درآید تا آشتی احتمالی مردم با تلویزیون تبدیل به یک آشتی کوتاه مدت نگردد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی جوانک های سینما در 3 نما. مهرداد صدیقیان، ساعد سهیلی و محمدرضا غفاری.

بیایید با جوانک های سینما مهربان باشیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی لاله اسکندری در کنار برادر محترم.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


استقبال از بهار به سبک شبنم قلیخانی، از شرق استرالیا.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکس یادگاری پرند زاهدی در کنار شهرام شکوهی و همسر محترم. بله! ایشان همسر شهرام جان هستند!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


ایمان صفا و اتفاق دردناکی که حین فیلمبرداری برایش افتاد. سوالی که در ذهنمان هست و اگر نپرسیم روانی می‌شویم، این است که ایمان جان شماره پایت دقیقاً چند است؟!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی زانیار و کاوه یغمایی، یکی خوابالو و دیگری همان همیشگی!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


صبحانه اعیانی پریناز ایزدیار و دوستان. پریناز جان این صبحانه شما را ما فقط جلوی میهمانان ویژه مان می‌گذاریم. آن هم برای شام!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی سمانه پاکدل و دوستان در ظهر زیبای آخرین........

جای خالی بالا را با کلمات مناسب پر کنید .

الف) روز زمستانی
ب) روز میهمانی پریسا جون اینا
ج) روزی که در سال 93 سلفی انداختم
د) هیچکدام

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


دوستان در سمینار مبارزه با سرطان. همانطور که میبینید نعیمه نظام دوست و شهرزاد عبدالمجید به سمینار رفته اند و در حال مبارزه با سرطان هستند.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


علی لهراسبی در جمع پیشکسوتان و سالمندان عزیز. سوالی که پس از خروج علی جان از خانه سالمندان زیاد به گوش میرسید:" این دیگه کی بود ننه؟!"

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


بهرام رادان آنچه که دو سال پیش کاشته بود، امروز برداشت کرد و طبیعی است انقدر خوشحال باشد. نفری 7 میلیون تومان عیدی به کودکان سوخته در حادثه مرودشت. در اینجا هم با این عزیزان سلفی انداخته است. مرسی بهرام جان.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکسی که حمید خان جبلی به یاد روزگاران خوش قدیم به اشتراک گذاشت.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


زهرا عاملی در کنار برادر محترم در ابیانه.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


در روزهایی که همه با سبزه و ماهی و نمادی از بهار سال نو را تبریک می‌گویند، علی کاظمی با شهنام شهابی سال را تبریک گفت. احتمالاً علی جان تجسمی از بهار را در شهنام می‌بییند که ما قادر به درک آن نیستیم!

بیایید ما هم با شهنام شهابی مهربان باشیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


ارتباط بین کویر، فِراری لوکس و پرش دوستان چه می‌تواند باشد؟ اصلاً بخیال این بحث های فلسفی! آن دوست پشت فراری (سمت چپ) چقدر خوب پریده است!

ممنون از علی قربانزاده، سامان مقدم و سایر رفقا.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


حمید گودرزی این عکس را در اینستاگرام اش آپلود کرد تا چشم نخورد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی سپند جان امیر سلیمانی و همسر محترم در ساحل خزر.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سارا منجزی و مریم سلطانی در یک فضای پر از آرامش! برادران عزیز، این عکس می‌تواند شما را در شناخت عوامل آرامش شریک زندگی تان راهنمایی کند.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی
سلفی جدید فلور نظری و پسرش.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


خدا بخیر بگذراند! فقط بهاره جان مراقب باشید به برکت حضور شما طوری نشود که چند هزار سال بعد یک شهر سوخته دیگر در اطراف کاشان کشف شود!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


منصور ضابطیان و علی زند وکیلی بالای برج آزادی!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


بهاره افشاری و عکسی از سادگی و زییایی مقدمات عید در خانه مادربزرگش.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکس بهاری فلامک جنیدی با کلاه زیبایی که دوستان برایش بافته اند.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سردار آزمون یک صبح پرتقالی را برای همه هواداران آرزو کرد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


بهنام تشکر در ادامه آمریکا گردی‌اش رسید به ایالت آریزونا و این جایی که عکسش را می‌بینید.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


ملیکا شریفی نیا و شعر جدیدش که به بحث های جدید و مطرح نشده ای اعم از باغ وحش چشم هر انسان و ارجح بودن گورخر به سگهای ولگرد و فرصت طلب و بحث های تلویحی دیگر اشاره دارد که از حوصله جلسه خارج است! خلاصه کلام ملیکا خانم می‌خواست بگوید بر خلاف شایعات چشم هایش سگ ندارد، بلکه گورخر دارد که با موفقیت این کار را انجام داد. منتظر شعر های بعدی ملیکا شریفی نیا هستیم.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


محمدرضا فروتن و سیروان خسروی در جشن تولد آیدین آغداشلوی عزیز نقاش، نویسنده، منتقد فیلم و طراح هنرمند کشورمان.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


این کوچولوی خوش خنده ماهور خانم، خواهر زاده علی صالحی است که معلوم است در خنده به دایی جان اش رفته است!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی رحیم نورورزی و مهدی پاکدل در پشت صحنه یک فیلم تاریخی.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


ماجراهای حدیثه تهرانی و طلا خانم. خودتان متن را بخوانبد کافی است و نیازی به روده درازی ما برای درکِ عمق فاجعه نیست!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


هیچ دلیل منطقی ای وجود ندارد که سحر قریشی عکسی در صفحه اش بگذارد و ما آن را در مجموعه قرار ندهیم! مخصوصاً این سلفی خیلی یهویی را!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


پریوش نظریه مخاطبان را به استفاده کردن از مغز دعوت کرد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


بهاران بنی احمدی در حال اثاث کشی. البته خودش صفتی برای عکس به کار برده که ما در آن دخالت نمی‌کنیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


صدف طاهریان در کنار فاطمه معتمد آریا و سایر دوستان در یک دورهمی.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


و رستاک حلاج که بخش اعظمی از فعالیت روزانه اش در شبکه های اجتماعی به نظر دادن زیر عکس های مهراوه شریفی نیا می‌گذرد. امان از دست این دِل!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


نادر سلیمانی و بچه های عزیزتر از جانش، هومان و بارسین.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


عکس جالب کاپیتان تیم ملی بسکتبال با دختر زیبایش.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


مهدی ماهانی و الهام چرخنده در کنار آتیلا خان پسیانی در پشت صحنه یک سریال.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


تمجید آزاده نامداری از ویژه برنامه نوروزی عادل فردوسی پور در نودِ شب گذشته که واقعاً فوق العاده بود. دوستانی که دیشب 90 را از دست دادند می‌توانند در بخش ویدئوی مجله بخش هایی از آن را ببینند.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی با استاد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


حمید حامی همچنان همان است که در این 10 سال بوده است. تیپ، قیافه، ژست و نوع ترانه و شعر ها.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


این هم مُد جدید است که رستوران ها در افتتاحیه شان چند نفر از چهره ها را دعوت می‌کنند و از آنها می‌خواهند عکسی که در شب افتتاحیه گرفته اند در اینستاگرامتان بگذارند و تبلیغ کنند. ایده بدی هم نیست. البته مطمئن باشید چهره های محترم برای ثواب اش در افتتاحیه شرکت نمیکنند و "پاکت" های کذایی در آخر مراسم دودستی تقدیم دوستان می‌شود!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


مدتی بود که روح الویس پریسلی در آرامش بود که ناگهان....

بیایید با ارواح گذشتگان و استخوان های آنها در گور مهربان باشیم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


حمید فرخ نژاد دوست داشتنی در زیر برف.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


فرهاد آئیش، مرکز هواشناسی واحد مرکزی خبر، رُم!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی نرگس محمدی و دوستش با مجسمه معروف دربند. با شناختی که از دربند داریم، تنها تایمی که می‌تواند در طول هفته انقدر خلوت باشد مربوط به 1:30 بعد از ظهر روز یکشنبه است!

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


دوستان در یک رستوارن. لاله اسکندری، کمند امیرسلیمانی، سارا خوئینی ها و مریم امیرجلالی.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی پدرام کریمی با حسین مهری در پشت صحنه یک برنامه تلویزیونی.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


سلفی زیبای علیرضا دبیر با سفره صبحانه در خانه پدری اش.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی


و در پایان سلفی محمد دلاوری، خبرنگار صدا و سیما با وزیر امور خارجه آلمان در حال رایزنی برای معلوم شدن تکلیف تمامی مذاکرات و سخنان و صبحانه های کاری و پیاده روی ها و دوچرخه سواری ها و ..... که مدت هاست مردمِ کارد به استخوان رسیده را گوش به اخبار کرده است. انتظار. واژه عجیب و تلخی است.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بازیگران ایرانی

اخبار فرهنگی - برترین ها

 



ادامه مطلب

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.