اخبار,اخبار ورزشی,اخبارکی روش

علی کفاشیان در جمع خبرنگاران در خصوص دیدار با رئیس فدراسیون تایلند، گفت: او برای بازدید و یکسری مذکرات به ایران آمده و قرار است برنامه‌هایی برای انتخابات کنفدراسیون فوتبال آسیا انجام بدهیم و با توجه به نزدیکی انتخابات یکسری از فدراسیون‌ها در تب وتاب هستند تا در هیات رئیسه انتخاب شوند. دلیل انتخاب تایلند هم این است که حمایت شود و همیشه رابطه خوبی با تایلند داشته‌ایم و بخصوص در بخش بانوان و قبل از برگزاری اردو در شرق آسیا در تایلند اردو می‌زنیم. ما هم به حمایت آنها نیاز داریم و با رای‌هایمان از هم حمایت می‌ کنیم.

 

کفاشیان ادامه داد: وقتی در هیأت رئیسه AFC کرسی بگیریم زورمان بیشتر می‌شود و می‌توانیم در کمیته‌های مختلف مسئولیت بگیریم و در بخش‌هایی مثل داوری، پزشکی و سایر بخش‌ها نفوذ بیشتری داشته باشیم. تفاهم‌نامه‌هایی هم با فدراسیون فوتبال تایلند امضا می‌کنیم و رابطه‌مان را بهتر و قوی‌تر می‌کنیم. چه آنها بخواهند به ایران بیایند و چه تیم‌های ما بخواهند به تایلند بروند با هم همکاری می‌کنیم. در برگزاری اردوها هم با هم همکاری خواهیم کرد در جابجایی مربیان همکاری می‌کنیم. آنها اگر مربیان فوتسال بخواهند به آنها می‌دهیم. نیازهایشان را به ما می‌گویند و ما هم این نیازها را برطرف می‌کنیم. معمولا این ارتباط‌ها تا قبل از انتخابات خوب و زیاد است اما تلاش می‌کنیم بعد از انتخابات این ارتباطات ادامه داشته باشد و زیاد شود.

 

وی در مورد اینکه کی‌روش با تیم ملی کارش را آغاز می‌کند، گفت: بله کی‌روش تا صعود به جام جهانی 2018 برنامه‌هایش را به ما داده و یک دفترچه کامل است. جلساتی هم با سازمان لیگ داشته و خواسته‌هایش را بیان کرده است. مذاکراتی هم با کشورهای دیگر داشته‌ایم تا بازی‌های تدارکاتی داشته باشیم که آنها هم اعلام آمادگی کرده‌اند. خوشبختانه ارتباطات بسیار خوبی با سایر کشورها داریم و می‌توانیم بازی‌های تدارکاتی در کشورهای آسیا برگزار کنیم.

 

رئیس فدراسیون فوتبال در مورد اینکه تمرینات تیم ملی از چه زمانی آغاز می‌شود، گفت: از خرداد ماه آغاز می‌شود ( او سپس از فردی در مورد زمان دقیق شروع تمرینات پرسید و گفت خرداد را خودم می‌دانم چه روزی آغاز می‌شود). در زمان فیفا دی‌ها که لژیونرها هم بتوانند بیایند تمرینات شروع می‌شود.

 

کفاشیان در مورد اینکه بازی با ازبکستان قطعی شده گفت: هنوز این بازی قطعی نشده است. ما مذاکرات و مکاتباتی انجام دادیم و وقتی به طور کامل مشخص شد آن را اعلام می‌کنیم. منتظریم ببینیم بازی با ترکمنستان چگونه است.

 

رئیس فدراسیون فوتبال در مورد اینکه اسلامیان نائب‌رئیسش با وزیر ورزش دیدار کرد اما کفاشیان مدت‌هاست که جلسه‌ای با وزیر نداشته است، گفت: در هر صورت من خوشحال می‌شوم که هر یک از اعضای هیأت رئیسه فدراسیون با وزیر ورزش جلسه داشته باشند. آنها وقتی به جلسه هیأت مدیره می‌آیند نقطه نظراتشان را می‌‌گویند  و در مورد این نقطه‌نظرات بحث و گفت‌وگو می‌شود. همین جلسه‌ها باعث می‌شود ما به وزارت ورزش نزدیک‌تر شویم.

 

وی در مورد اینکه چرا شما نزد وزیر ورزش نمی‌روید، گفت: در هر صورت ما درخواست زیاد داده‌ایم که با وزیر محترم ورزش جلسه داشته باشیم.

 

وی در مورد اینکه اسلامیان علیه کی‌روش موضع گرفته است و بالاخره خلاصه مذاکره فدراسیون با کی‌روش به کجا رسید، گفت: خلاصه‌اش این است که کی‌روش ابتدا قصد رفتن داشت و گفت دولت و وزارت ورزش از او حمایت نمی‌کنند و فقط فدراسیون از او حمایت می‌کنند. این همان زمانی بود که من گفتم کی‌روش به احتمال 80 درصد می‌رود. اما هیأت رئیسه فدراسیون خواست که او بماند و وقتی وزیر ورزش نماینده‌اش را به جلسه ما فرستاد همان جلسه 7 ساعته و کی‌روش فهمید که وزارت ورزش هم از او حمایت کامل می‌کند این درصد از 80 به 20 رسید و دوباره 80 شد. آخرین صحبتی که با کی‌روش داشتیم او برای ادامه کارش در تیم ملی می‌ماند و همکاری می‌کند.

 

رئیس فدراسیون فوتبال در مورد اینکه کی‌روش قرار بود غرامت بگیرد، گفت: نه قرار نبود کی‌روش غرامت بگیرد قرار بود تا آنجا که کار کرده پولش را بگیرد و برود.

 

کفاشیان در مورد اینکه گفته است اعضای هیأت رئیسه از کی‌روش حمایت کردند اما اسلامیان از او انتقاد کرد، گفت: نمی‌دانم از او می‌پرسم و به شما می‌گویم.

 

وی در مورد اینکه اسلامیان موضع تندی علیه کی‌روش گرفته،‌ گفت: بعید می‌دانم صحبت‌ها اینگونه باشد. اعضای هیأت رئیسه از کی‌روش حمایت کردند.  خود وزارت ورزش هم یکی از دلایلی بودکه باعث شد کی‌روش را نگه داریم و از او حمایت کرد.

 

کفاشیان در مورد اینکه جلسه اسلامیان با وزیر ورزش در نزدیکی مجمع فدراسیون قابل تأمل است، گفت: هر جلسه‌ای که اعضای هیأت رئیسه با وزیر ورزش داشته باشد، خوب است و من از این بابت خوشحال می‌شوم.

 

رئیس فدراسیون فوتبال در مورد اینکه پیگیری نمی‌کند که قرارداد کی‌روش چگونه منتشر شده، گفت:‌ نه ما در قرارداد بند محرمانه‌ای نداریم این قرارداد هم مثل همه قراردادهاست.

 

کفاشیان در مورد مالیات و ممنوع‌الخروج شدن کی‌روش و چک مدت‌دار 500 میلیونی فدراسیون فوتبال گفت: من برای اولین بار از خزانه‌دار فدراسیون خواستم چک مدت‌دار امضا کند زیرا ما هیچ وقت چک مدت‌دار امضا نمی‌کنیم. در هر صورت باید بگویم برخورد خوبی با کی‌روش نشد.این قضیه باید از طریق فدراسیون حل می‌شد که آن را حل خواهیم کرد.

 

 

اخبار ورزشی - جام نیوز

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : apedia

اخبار,اخبارسیاسی, پول‌های کثیف

درحالی که دولتمردان ماجرای پول‌های کثیف را پیگیری می‌کنند و معتقدند عوامل و منتفعین از این پول‌ها را باید به اطلاع مردم رساند، عده‌ای از نمایندگان مجلس به موضع‌گیری‌های دولت واکنش نشان می‌دهند. این دسته مواضع دولتمردان را رد می‌کنند و می‌گویند حرف‌های دولت جامعه را بدبین و ملتهب می‌کند و دولت در این زمینه باید سکوت کند مگر اینکه سندی در دست داشته باشد.

عضو هیأت‌رئیسه مجلس می‌گوید: ادعاهای مسئولان درباره پول‌های کثیف باید همراه با سند و مدرک باشد و بر اساس قانون، قوه‌قضائیه حق پیگیری و برخورد با ادعاهای اثبات نشده مسئولان را دارد لذا دولتمردان باید اظهارات خود را همراه با مدارک مطرح کنند.

 

حسین سبحانی‌نیا با اشاره به اظهارات دوباره وزرای کشور و دادگستری درباره ورود پول‌های کثیف به انتخابات مجلس می‌افزاید: متأسفانه در چند ماه اخیر برخی مسئولان دولتی مباحثی درباره استفاده از پول‌های نامشروع در روند برگزاری انتخابات‌ها مطرح کرده‌اند که این اظهارات و اقدامات آثار منفی را به جامعه وارد کرده است.

 

نماینده نیشابور و فیروزه در مجلس بر لزوم ارائه سند و مدرک درباره استفاده از پول‌های نامشروع در روند برگزاری انتخابات‌ها تأکید دارد و تصریح می‌کند: متأسفانه ادعاهای رحمانی‌فضلی و پورمحمدی و برخی دیگر از مسئولان دولتی تنها در حد حرف بوده و تاکنون هیچ سندی در این باره ارائه نشده است، از طرف دیگر اگر این مسئولان و وزرا مدارکی در این رابطه دارند باید آن را سریعا به قوه قضائیه ارسال کنند.

 

سبحانی‌نیا ادامه می‌دهد: در شرایط کنونی فضای جامعه تحمل این‌گونه ادعاهای بی‌اساس و بدون مدرک را ندارد و قطعا این اظهارات تنها فضای جامعه را ملتهب می‌کند. عضو هیأت‌رئیسه مجلس خاطرنشان می‌کند: ادعاهای مسئولان درباره پول‌های کثیف باید همراه با سند و مدرک باشد و بر اساس قانون، قوه قضائیه حق پیگیری و برخورد با ادعاهای اثبات نشده مسئولان را دارد لذا دولتمردان باید اظهارات خود را همراه با مدرک مطرح کنند.

 

عضو هیأت‌رئیسه مجلس معتقد است: ورود پول کثیف به انتخابات مجلس یک ادعای نادرست است و وزرای دادگستری و کشور باید به‌جای رسانه‌ای کردن این مطالب، در جهت ارائه مدارک اقدام کنند. علیرضا زاکانی از دیگر نمایندگان مجلس هم معتقد است: مبارزه با پول کثیف نباید موج رسانه‌ای شود چراكه ممكن است توسط برخی مورد بهره‌برداری سیاسی قرار گیرد. به گفته وی با بررسی و تحقیق می‌توان دانست که این موج سازی‎ها برای چیست و چه گروه یا افرادی از اینگونه حرکات سود می‌برند. او پیش‌تر گفته بود: سخنان وزیر کشور بیش از اینکه در مبارزه با مفاسد مالی باشد بیشتر جامعه را بدبین می‌کند و در بلندمدت آسیب جدی به جامعه می‌زند و اینگونه کارها زشت و دور از انتظار است.


 سکوت جایز نیست
سبحانی‌نیا نیز در حالی ادعای ورود پول‌های کثیف به انتخابات مجلس را رد می‌کند که محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت دهم در نامه‌ای خطاب به محمود احمدی‌نژاد رئیس‌ دولت دهم از پرداخت پول بین 170نماینده دور هفتم مجلس به‌عنوان کمک‌هزینه انتخاباتی برای مجلس هشتم خبر داده بود.

 

او در این نامه گفته بود: همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌شود. برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود. رحیمی در ادامه نامه‌اش از یک میلیارد و 200میلیون تومان سخن گفته است که به قریب 170نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده و در پرونده او ثبت و ضبط است.

 

لذا می‌توان از این دست نمایندگان که مبحث ورود پول‌های کثیف به انتخابات مجلس را رد می‌کنند پرسید: چرا با وجود اینکه قرار بود نام 170 کاندیدای نمایندگی مجلس هشتم که به ادعای محمدرضا رحیمی از وی پول گرفته‌اند اعلام شود، این موضوع پیگیری نمی‌شود؟ اهمیت این سوال زمانی بیشتر می‌شود که رحمانی فضلی، وزیر کشور گفته آمادگی دارد که جریان پول کثیف و فرایند آن را هرکجا لازم باشد ارائه کند و انتظار می‌رود نمایندگان مجلس که برخاسته از متن مردم هستند درجهت احقاق حق مردم و تقویت نظام با وزارت کشور همصدا شوند تا بتوان با بحث پول کثیف مبارزه جدی کرد.

 

او پیش‌تر گفته بود: آماده‌ام در جلسه‌ای یکساعته در صحن غیرعلنی مجلس فرایند پول‌های کثیف را در اقتصاد برای نمایندگان مجلس توضیح دهم. با این وجود هنوز مجلس که قانونا وظیفه نظارت بر عملکرد دولت را دارد چنین فرصتی در اختیار مسئولین قرار نداده تا این بحث به سرانجام برسد. مساله دیگر این است که برخی از نمایندگان نگرانند مبادا جامعه با بیان کردن مساله فساد بدبین شود

 

. باید از این نمایندگان پرسید آیا با مسکوت گذاشتن موضوع پول‌های کثیف اعتماد موکلین ایشان به مسئولین بیشتر می‌شود یا اینکه با اصرار دولت بر افشاگری فساد، مردم وکلا و صاحب منصبان کشور را محرم اسرار خود می‌دانند؟ آیا سکوت بیشتر می‌تواند عرصه را برای جولان فرصت‌طلبان تنگ کند یا اطلاع‌رسانی به عموم؟


 اخبار  سیاسی  - آرمان 



ادامه مطلب

کمیته خاورمیانه و شمال آفریقا که یکی از کمیته های فرعی کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا است چهاردهم آوریل (سه شنبه) جلسه استماعی در ساختمان کنگره با عنوان «یمن تحت حمله حوثی های مورد حمایت ایران» تشکیل داد.

به گزارش تابناک، ریاست این جلسه را خانم ایلینا رُزلهتینن (Ileana Ros-Lehtinen) عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت فلوریدا برعهده داشت. مقام دولتی حاضر در این جلسه استماع برای پاسخ به پرسشهای اعضای کنگره، جرالد ام فیریستین (Gerald M. Feierstein) معاون دستیار وزیر امورخارجه آمریکا در امور خاورنزدیک بود. قرار بود از وزارت دفاع آمریکا نیز یکی از مقامات مسئول دولتی در این جلسه حاضر شود که پنتاگون این کار را انجام نداد.

 

اخبار,اخبار بین الملل ,نمایندگان آمریکا

ایلینا رُزلهتینن و جرالد ام فیریستین


ایلینا رزلهینتین در اظهارات خود در این جلسه گفت:
«پانزدهم سپتامبر سال گذشته باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به مردم آمریکا اعلام کرد آمریکا قصد دارد گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام (داعش) را تضعیف و نابود کند. وقتی اوباما تلاش می کرد سیاستهای خود را درباره مبارزه با دولت اسلامی عراق و شام (داعش) تشریح کند، راهبرد آمریکا درباره یمن را نیز مشخص کرد و گفت این تجربه، الگویی موفق است که می تواند در مبارزه با دولت اسلامی عراق و شام(داعش) از آن تقلید کرد.

اما حدود یک هفته پس از این سخنرانی، حوثی های مورد حمایت ایران، کنترل پایتخت یمن و کنترل دولت را در دست گرفتند. باوجود این، دولت آمریکا همچنان به ستایش اقدامات ضد تروریستی اش در یمن ادامه داد و آن را الگویی برای موفقیت خواند. این درحالی بود که از زمان مجبور شدن منصور هادی رئیس جمهور یمن به فرار، آمریکا در میدان یمن، هیچ شریکی نداشت. جاش ارنست سخنگوی دولت آمریکا در اقدامی تعجب آورتر که فقط می توان آن را مصداق اقدامی از روی غفلت توصیف کرد در پاسخ به این سئوال که باتوجه به سقوط دولت یمن و خروج همه نیروهای نظامی آمریکا از یمن ازجمله نیروهای ویژه آمریکا از این کشور، آیا بازهم می توان یمن را الگویی موفق توصیف کرد گفت بله می توان این توصیف را مطرح کرد.

این درحالی است که همه شواهد، برخلاف این سخن بود. سئوال مطرح این است که حالا در چه وضعی قرار داریم. سئوال مهمی که باید پرسیده شود همین سئوال است. منصور هادی مجبور به فرار شد. عربستان سعودی هدایت ائتلافی از بیش از ده کشور عربی را هدایت کرد و عملیات طوفان قاطعیت را شروع کرد. این عملیات تاکنون فقط بر حملات هوایی متمرکز بوده است. اما می تواند در آینده نزدیک، دربرگیرنده استفاده از نیروهای زمینی هم باشد.

ایران احساس می کند در یمن جسارت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا از طریق مذاکرات، بر دولت آمریکا نفوذ کسب کرده است اما باید خاطر نشان کنم کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای عضو شورای همکاری های خلیج فارس مواضع قاطعی علیه ایران اتخاذ کرده اند و در بازی یمن وارد شده اند. باوجود اقدامات این کشور، حوثی ها عملا درمقایسه با دوره پیش از اقدام عربستان سعودی، سرزمینهای بیشتری را در یمن در اختیار خود دارند. سفارت خانه ما تعطیل شده است. نیروهای ما از یمن خارج شده اند. دیگر دولت منصور هادی نیز وجود ندارد که بتوان از آن سخن گفت. القاعده در شبه جزیره عربی از این درگیری ها سوء استفاده کرده است و از وخیم تر شدن اوضاع در یمن بهره برداری می کند. نشانه چندانی از تحرکات این گروه مشاهده نمی شود.

من نگران هستم که القاعده شبه جزیره عربستان در شرق یمن قدرت پیدا کند و عملا هیچ اقدامی علیه آن صورت نپذیرد و بتواند در این شرایط به جذب نیرو و آموزش دادن به نیروهایش استفاده کند. نباید فراموش کرد که القاعده شبه جزیره عربستان بود که مسئول حملات پاریس در چند ماه پیش بود. همین گروه بود که چند ماه پیش به یک زندان حمله کرد و صدها زندانی این زندان ازجمله عوامل برجسته القاعده شبه جزیره عربی را آزاد کرد. رهبران القاعده شبه جزیره عربی ازپیروان اسامه بن لادن هستند و همانند بن لادن به دنبال آن هستند که به اهداف غربی ازجمله اهداف موجود در خاک ایالات متحده حمله کنند.

گفته می شود ایران یک ناوشکن دریایی به نزدیک یمن عازم کرده است. ایران بازی خطرناکی را در یکی از مهمترین آبراههای جهان در خلیج عدن به راه انداخته است. این منطقه، دروازه ارتباطی بین اروپا و خاورمیانه است. نباید به ایران اجازه داده شود تنش ها را در این منطقه تشدید کند یا اینکه بتواند در خطوط کشتیرانی اخلال بوجود بیاورد. باوجود این، شاهد آن هستیم که دولت آمریکا همان اشتباهی را که درباره سوریه مرتکب شد درباره یمن مرتکب می شود. یمن در حال حاضر همانند سوریه در بخش اعظمی از این کشور در هرج و مرج کامل به سر می برد که تاحدود زیادی علت این مسئله، خصومت ایران و دخالتهای ایران است. ما باید از تجربه سوریه درس بگیریم و به صورت مستقیم به بحران یمن بپردازیم. ما باید راهبردی جامع در این خصوص داشته باشیم قبل از اینکه بیش از پیش از کنترل خارج شود.

بدون پرداختن به مسائل اساسی مشکل یمن، نمی توان براساس طرح شورای همکاری های خلیج فارس برای شروع مجدد گفتگوهای ملی در یمن که در اوایل سال 2014 بی ثمر پایان یافت، به هیچ راه حل سیاسی برای یمن دست یافت. حوثی ها به اکراه در گفتگوهای ملی یمن شرکت داشتند. اما کاملا روشن بود که آنها علاقه ای ندارند از قدرت دولت مرکزی چشم بپوشند. به همین علت بود که آنها از گفتگوهای ملی خارج شدند. این گفتگوهای ملی به نتیجه ای نرسید و حوثی ها کنترل صنعاء پایتخت یمن را در دست گرفتند و حالا کنترل بخشهای دیگری نیز در یمن در دست دارند. سئوال مطرح این است چه چرا در چنین شرایطی دولت آمریکا فکر می کند شرایط تغییر کرده است و درنتیجه، می توان به آشتی رسید.

تا زمانی که حوثی ها حاضر نباشند از قدرت دست بکشند و تازمانی که ایران از این افراد حمایت می کند، این تصور که می توان به راه حل سیاسی در یمن رسید، ساده لوحانه و خطرناک است؛ همانطور که ساده لوحانه و خطرناک است اگر تصور کنیم تازمانیکه بشار اسد در مسند قدرت باقی بماند می توان به راه حلی سیاسی دست یافت. آنچه مضحک تر است این است که امروز ایران ظاهرا طرح صلحی برای یمن پیشنهاد کرده است! این همان ایرانی است که از چنگال تروریستی خود در سراسر منطقه استفاده می کند تا منافع ایالات متحده را با دادن سلاح و نیرو به منظور بی ثبات کردن هرچه بیشتر کشورهای همسایه اش، تضعیف کند.

با همه این اوصاف، امیدواریم امروز از دولت آمریکا بشنویم که طرحی جامع برای یمن دارد و اینکه چگونه می توان به راه حلی سیاسی در یمن رسید و نه اینکه فقط از روند آشتی در این کشور حمایت کرد. باید به شکاف اطلاعاتی موجود در توانمندی های ضدتروریستی در یمن پرداخت و در عین حال، به وضع در حال وخیم تر شدن اوضاع انسانی در یمن نیز پرداخت. اگر ما در یمن به همان صورتی عمل کنیم که در سوریه عمل کردیم، احتمالا شاهد بحرانی مشابه در یمن خواهیم بود به صورتی که جنگی بی پایان شروع شود ، گروههای تروریستی خطرناک، قدرت بگیرند و بحران حاد انسانی در این کشور بروز کند و قدرت ایران در منطقه افزایش یابد».

در ادامه این جلسه، تعدادی از اعضای کنگره آمریکا، ایران را به دخالت در امور یمن و تلاش برای تولید موشکهای بالستیک قاره پیما متهم کردند.

 

جرالد ای کانولی (Gerald E. Connolly) عضو دموکرات کنگره آمریکا از ایالت ویرجینا در ادامه جلسه استماع کمیته خاورمیانه و شمال آفریقا که یکی از کمیته های فرعی کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا است درباره مسائل یمن گفت: «سخنانی که در این جلسه مطرح شد ناظر به این مضمون است که همه مشکلات بوجود آمده در یمن یا سوریه به علت سیاستهای اجرا شده یا کارهای انجام نشده، رئیس جمهور اوباما و دولت او است.

این سخن با واقعیت هیچ تناسبی ندارد. بی ثباتی ذاتی در یمن، فقط به دوره دولت کنونی آمریکا محدود نمی شود. یمن به صورت ذاتی بی ثبات است. نیروهای مختلف شبه نظامی و جهادی در یمن حضور دارند. کنترل شهرها و شهرکهای این کشور به صورت مرتب بین گروههای مختلف جابجا شده است. تلاشهایی در جریان است تا این کشور بار دیگر به وضعی برسد که در گذشته بوده است. بی ثباتی در منطقه خاورمیانه، تقصیر هیچیک از دولتهای آمریکا نیست. سوال مطرح این است که وقتی هیچ گزینه خوبی وجود نداشته باشد، چه کاری می توان انجام داد. چگونه می توان به صورت غیرمستقیم برای بروز نتیجه ای مثبت در مسائل مطرح، نقش آفرینی کرد.

با این اوصاف، به نظرم درست نیست که همه تقصیرها درباره مسائل یمن به گردن دولت آمریکا بیفتد به گونه ای که این دولت، قدر قدرت کل منطقه درنظرگرفته شود. چنین سخنانی فایده ای ندارد».

 

استیو شابوت (Steve Chabot) عضو جمهوری خواه کنگره آمریکا در ادامه این جلسه گفت: «درست است که مشکلات یمن از سالها قبل وجود داشته است اما باید توجه داشت که این مشکلات در دوران مسئولیت دولت کنونی آمریکا بدتر شده است. دولت کنونی آمریکا مدعی است عملکردش در یمن موفقیت آمیز بوده اما می بینیم که وضع یمن به هرچیزی شبیه است به غیر از موفق بودن. مشکل نگران کننده نقش ایران در این زمینه است. ایران در حال حاضر حدود چهار تا پنج پایتخت کشورهای منطقه را در کنترل خودش دارد. این وضع بسیار خطرناک است».

 

برایان هیگینز (Brian Higgins) دیگر عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در ادامه این جلسه گفت: «یمن یکی از مناطق مشکل دار در خاورمیانه است. آمریکا منافع زیادی درمنطقه دارد و نقش آفرینی زیادی برای استقرار ثبات در این منطقه دارد. شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ای برای تحریم فروش سلاح به شبه نظامیان حوثی تصویب کرده است. این قطعنامه از نظر حقوقی الزام آور است و فروش سلاح به حوثی ها و سه رهبر حوثی ها و پسر رئیس جمهور سابق یمن را تحریم می کند. باید دید این قطعنامه چه تاثیری بر تحولات جاری در یمن خواهد داشت».

جُو ویلسون (Joe Wilson) دیگر عضو جمهوری خواه مجلس نمایندگان آمریکا در ادامه این جلسه گفت:« من به شدت نگران اوضاع یمن هستم و اینکه این تحولات چه پیامدهایی برای امنیت آمریکا و متحدانش خواهد داشت. من نگران تخلیه نیروهایمان از یمن هستم. من نگران قدرت گرفتن دولت اسلامی عراق و شام(داعش) در منطقه هستم. وضع عراق نگران کننده است. رژیم ایران ایدئولوژی دارد که شعارش مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل است. ایران در ادامه حرکتش در مسیر توانمندی هسته ای به ساخت موشک نیز مبادرت کند. ایران موشکهای بالستیک قاره پیما می سازد که می تواند تهدیدی برای آمریکا و خانواده های آمریکایی باشد. من به شدت نگران هرج و مرج و جنگ داخلی در سوریه هستم. باراک اوباما خط قرمزی برای سوریه مشخص کرد اما این خط قرمز هیچ اعتبار و ارزش جدی نداشت. با این اوصاف، نمی توان تجربه یمن را موفقیت آمیز توصیف کرد».

دیوید سیلینی (David Cicilline) عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت رود آیلند در ادامه این جلسه گفت:« سیر سریع وخامت اوضاع در یمن، سبب تعجب بسیاری در آمریکا شد. سالها یمن الگویی برای همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم بود. ایالات متحده از سال دو هزار و یازده بیش از نهصد میلیون دلار برای یمن هزینه کرده است تا از مقابله باتروریسم حمایت کندو از این مبلغ برای کمکهای بشردوستانه و مصالحه سیاسی در این کشور استفاده شود. اما وضع یمن کاملا متفاوت از گذشته است. بار دیگر شاهد آن هستیم که مناقشه ای در منطقه با حمایت ایران در جریان است. چگونه می توان با اقدامات حوثی ها مقابله کرد؟ چگونه می توان با متحدان منطقه ای در این زمینه همکاری کرد؟ وضع انسانی در یمن بسیار نگران کننده و وضع این کشور بسیار شکننده است».

گریس مینگ (Grace Meng) دیگر عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در ادامه این جلسه گفت:« اقدامات حوثی ها غیرقانونی و غیردموکراتیک است. ایران از حوثی ها حمایت می کند تا حوزه نفوذ خود را در منطقه گسترش بدهد. اقدامات حوثی ها در یمن بسیار نگران کننده است و باید در این خصوص کاری انجام داد».

لوئیس فرانکیل (Lois Frankel) یکی دیگر از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در ادامه این جلسه گفت:« حوثی ها از حمایت گسترده ایران برخوردار هستند. حوثی ها از مدتها قبل در یمن فعال بوده اند. باید به نقش ایران در مسائل یمن توجه داشت. سوال مطرح این است که ایران تا چه اندازه مسائل یمن را در کنترل خود دارد؟ آیا اقدامات ایران فراتر از تامین مالی و تسلیحاتی حوثی ها است؟ آیا اقدامات ایران در یمن همانند اقدامات این کشور در عراق است؟»

تئودور دویچ (Theodore E. Deutch) یکی دیگر از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در ادامه این جلسه گفت: «القاعده درشبه جزیره عربی که در یمن فعالیت دارد تهدیدی جدی برای آمریکا به شمار می رود. این گروه حملات جدی علیه آمریکا انجام داده است. در یک سال گذشته حوثی های شیعه که مورد حمایت ایران هستند، کنترل خود را در یمن افزایش دادند و دولت را در یمن در دست گرفتند. حوثی ها منابع مالی و تسلیحاتی خوب و تجربه بسیاری در امور جنگی دارند. حوثی ها از حمایت ایران برخوردار هستند اما همانند حزب الله، عامل ایران نیستند.

مشخص نیست ایران تا چه اندازه از حوثی ها حمایت می کند. اما کاملا معلوم است که ایران به حوثی ها سلاح می دهد. هواپیماهایی که از ایران به یمن می آید حامل سلاح است. ایران به دنبال گسترش دادن حوزه نفوذ خود در منطقه است. سوال مطرح این است که آیا جنگ یمن، نشانه ای دال بر نزاع قدرت جدی در منطقه است؟ عربستان سعودی عملیات نظامی را با چند کشور دیگر در یمن شروع کرده است. آمریکا از این عملیات حمایت می کند. نکته مهم این است که ایالات متحده با متحدانش در حوزه خلیج فارس علیه اقدامات بی‌ثبات کننده ایران در منطقه همکاری کند. ایالات متحده باید اقدامات خود را درباره یمن افزایش بدهد.

ایران حامی تروریسم است. هفته گذشته شاهد آن بودیم که رهبر ایران در شبکه های اجتماعی به عربستان سعودی حمله کرد و وزیر دفاع ایران نیز از این سخن گفته که اقدامات عربستان در یمن وحشیانه است. وضع یمن با منافع ملی آمریکا مرتبط است. نمی توان اجازه داد گروههایی همانند القاعده در شبه جزیره عربی که در سال دو هزار و نه و سال دو هزار و یازده و دو هزار و دوازده کوشید به ایالات متحده حمله و از هرج و مرج در یمن سوء استفاده کند.

دولت ایالات متحده در تلاشها برای مقابله با تروریسم و امنیت منطقه ای همراهی خواهد کرد. مردم یمن از مدتهای طولانی قبل به علت مشکلات حاد اقتصادی متحمل مشکلات زیادی بوده اند. در سی سال گذشته جمعیت یمن چهار برابر شده است. درگیری ها در یمن نیز سبب شده است وضع انسانی یمن از گذشته بدتر شود. جامعه بین المللی باید از مردم یمن حمایت کند. باتوجه به خروج نیروهای آمریکایی از یمن، چه وضعی برای آینده این کشور متصور است؟ آیا راه حل نظامی برای یمن قابل اجرا است؟»

اخبار بین الملل - تابناک

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار سیاست خارجی ,برنامه هسته ای ایران

جان کری، وزیر خارجه آمریکا قبل از دیدار با اعضای کنگره در روز دوشنبه در جمع خبرنگاران از کنگره خواست تا پیش از تصویب لایحه ای که می تواند بر توافق هسته ای ایران تاثیر بگذارد،‌ به او فرصتی بدهند تا مذاکرات با ایران را در دو ماه و نیم آینده کامل کند.

پایگاه اینترنتی سی ان ان در تحلیلی نوشت: اعضای کنگره از اظهارات جان کری درباره توافق هسته ای ایران قانع نشده اند.

به گزارش تیک، جان کری، وزیر خارجه آمریکا قبل از دیدار با اعضای کنگره در روز دوشنبه در جمع خبرنگاران از کنگره خواست تا پیش از تصویب لایحه ای که می تواند بر توافق هسته ای ایران تاثیر بگذارد،‌ به او فرصتی بدهند تا مذاکرات با ایران را در دو ماه و نیم آینده کامل کند.

اما بعد از جلسه محرمانه یک ساعته جان کری با اعضای مجلس نمایندگان، هیچ شواهدی وجود نداشت که کری ذهنیت جمهوری خواهان و دموکرات های مردد را درباره خطوط کلی توافق، ‌تغییر داده باشد.

کریس استوارت، جمهوری خواه از ایالت یوتا و عضو کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا به خبرنگاران گفت که او به طور کلی با اظهارنظرهای اوباما متقاعد نشده است و او نمی فهمد که چطور مقامات می گویند حتی یک توافقی به دست آمده است.

استوارت گفت،‌ آنچه که من دیدم یک فقدان تفاهم پیچیده میان شرکای ایرانی و آمریکایی است. درباره دسترسی بازرسان به تاسیسات نظامی ما می گوییم بله و آنها به صراحت می گویند نه. آیا همه تحریم ها در زمان امضای توافق برداشته خواهد شد، ما می گوییم نه، آنها می گویند بله.

جلسه دیروز اولین نشست ارائه گزارش توسط جان کری برای قانونگذاران کنگره درباره توافق هسته ای ایران است. در این نشست ها، جک لیو، وزیر خزانه داری و ارنست مونیز وزیر انرژی نیز کری را همراهی می کنند و آنها درباره ابعاد علمی، دیپلماتیک و اقتصادی توافق هسته ای پیش رو به ارائه گزارش به کنگره می پردازند.

استیو اسرائیل، یک نماینده دموکرات، نیز گفت، او می خواهد به مقامات دولت اوباما فرصت بیشتری بدهد، اما او همچنان مردد است.

در اولین ساعات روز دوشنبه فرد شماره دو جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان آمریکا از لایحه پیشنهادی به سنا برای اعطای اختیار به کنگره به منظور بررسی توافق آمریکا و دیگر کشورها که با ایران در حال مذاکره هستند، موافقت کرد.

کیوین مک کارتی، رهبر اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا و جمهوری خواه از ایالت کالیفرنیا روز دوشنبه به خبرنگاران گفت، ما قصد داریم این لایحه را به صحن مجلس نمایندگان آورده و آن را به جلو ببریم. این اولین اظهار نظر یک رهبر ارشد جمهوری خواهان درباره لایحه از زمانی است که دولت اوباما چارچوب توافق هسته ای با ایران را در اوایل ماه جاری اعلام کرد.

مک کارتی به خبرنگاران گفت که او صبح روز دوشنبه با باب کورکر، رئیس روابط خارجی سنا، سناتور ایالت تنسی و حامی لایحه صحبت کرده و او گفته است لایحه او در سنا حتما تصویب می شود.

حامیان لایحه سنا از جمله چاک شومر، نماینده دموکرات از نیویورک، معتقدند احتمالا این لایحه با اکثریت‌آراء به تصویب رسیده و از وتوی رئیس جمهوری نجات پیدا کند. هدف این لایحه مقابله با اوباما برای برداشتن تحریم های اعمال شده توسط کنگره علیه ایران است.

در حالی که کری از کنگره می خواست به دولت آمریکا در این مذاکرات فرصت دهند، استیو اسرائیل، یکی از اعضای رهبری دموکرات ها در مجلس نمایندگان گفت، من نگرانی هایی درباره موضوع دارم و من معتقدم که کنگره این حق و مسئولیت را دارد که با فحوای توافق هسته ای با ایران مخالفت یا موافقت کند.

این نماینده دموکرات نمی خواهد علنا بگوید که به نفع لایحه رای خواهد داد یا نه، اما احتمال آن را به وجود می آورد.

رهبر اکثریت مجلس نمایندگان متعهد نشده است که مجلس نمایندگان بتواند برای تصویب این لایحه، آرای کافی برای اجتناب از احتمال وتوی ریاست جمهوری را به دست آورد و می گوید این مسئله بستگی به این دارد که سنا چطور ایفای نقش کند. اما او پیش بینی می کند که رای بالا به این لایحه در سنا بتواند شانس موفقیت این لایحه در مجلس نمایندگان و تصویب آن با اکثریت آراء را بالا ببرد.

مک کارتی افزود، من فکر می کنم تعداد زیادی در سنا به این لایحه رای می دهند.

 

اخبار سیاست خارجی - تیک

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار بین الملل , پارلمان پاکستان

امارات: پاکستان باید تاوان سنگینی بپردازد / عربستان: امارات حق دارد ناامید شود / پاکستان: این تهدیدات مسخره است؛ کشورهای پادشاهی معنای پارلمان و دموکراسی را نمی فهمند

انتقاد وزیر مشاور در امور خارجه امارات از تصمیم پارلمان پاکستان در مخالفت با حضور نظامی پاکستان در نبرد زمینی در یمن، با واکنش های متفاوتی روبرو شده است.

به گزارش انتخاب، انور قرقاش در واکنش به تصمیم پارلمان پاکستان در توئیتر نوشت:«تصمیم پارلمان پاکستان به بی طرفی این کشور در موضوع یمن اشاره دارد اما هم زمان از حمایت آشکار از عربستان خبر می دهد ، این نوع موضع گیری متناقض و خطرناک است چنانچه این تصمیم غیر قابل پیش بینی بود.»

وی افزود: پاکستان تاوان این اقدام را خواهد داد.

به گزارش پایگاه خبری ایلاف، قرقاش در توئیت دیگری که به نوعی هشدار به پاکستان به شمار می آید نوشت:«کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس ) در رویارویی خطرناک و سرنوشت سازی قرار گرفت و امنیت راهبردی این منطقه در معرض محک قرار گرفت، زمان واقعی برای تشخیص هم پیمان واقعی از هم پیمانان رسانه ای و گفتاری فرا رسیده است.»

عبدالعزیر بن عبدالله العمار قائم مقام وزیر امور اسلامی عربستان در سفر به پاکستان گفت: امارات حق دارد که ناامید شود و پیشنهاد میانجی گری پاکستان را رد کند.

وی افزود: عدم موضع گیری پاکستان به معنای آن است که ان ها به مانند یک نظاره گر هستند.

در واکنش به این نوشته ها، طاهر حسین مشهدی سناتور پاکستانی نوشت:« کشورهای پادشاهی نمی توانند محدودیت هایی که به خاطر دموکراسی بر دولت پاکستان اعمال می شود را بفهمید.»

وی افزود:« پارلمان صدای مردم پاکستان است.»

چودری نیسار علی خان، وزیر کشور پاکستان روز یکشنبه در بیانیه‌ای شدیداللحن این انتقاد را رد و اعلام کرد امارات این کشور را تهدید می‌کند.

وزیر کشور پاکستان گفت اقدام یک وزیر اماراتی به تهدید پاکستان مسخره آمیز است و این وزیر همه آداب و رسوم دیپلماتیک را نقض کرده است.

وی افزود: بیانیه وزیر اماراتی در مخالفت آشکار با همه عرف‌های دیپلماتیک در روابط بین‌الملل است.

وی گفت: پاکستان ملتی محترم دارد و برای مردم امارات و عربستان عواطفی برادرانه دارد اما این بیانیه یک وزیر اماراتی مساوی توهین به پاکستان و مردمش است و غیر قابل پذیرش است.


اخبار بین الملل - انتخاب

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار بین الملل ,  رهبر اخوان المسلمین

دادگاهی در مصر حکم اعدام محمد بدیع، رهبر اخوان المسلمین و ۱۱ نفر دیگر از اعضای این گروه را تایید کرده است.

براساس حکم این دادگاه یک مصری آمریکایی‌تبار و چندین نفر دیگر هم به حبس ابد محکوم شدند.

رسانه های مصر روز ۱۶ مارس ( ۲۵ اسفند) از صدور حکم اعدام آقای بدیع و شماری از اعضای ارشد این گروه به دلیل اقدام مسلحانه علیه حکومت خبر دادند و امروز (شنبه ۱۱ آوریل) صدور این حکم تایید شده است.

در آوریل ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳)، جلسه محاکمه جمعی ۶۸۳ نفر از جمله محمد بدیع، رهبر اخوان المسلمین برگزار شد و متهمان به اعدام محکوم شدند. هر چند حدود سه ماه بعد، آقای بدیع و ۳۶ نفر دیگر از محکومین به اعدام، با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شدند.

دولت مصر اخوان المسلمین را یک "گروه تروریستی" می‌داند.

در پی برکناری محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر در ژوییه ۲۰۱۳ (مرداد ۱۳۹۲) اعضا و همکاران این گروه زیر فشار شدید حکومت قرار گرفتند.که به گروه اخوان المسلمین نزدیک بود. محمد مرسی به گروه اخوان‌المسلمین نزدیک است.

به دنبال تغییر دولت مصر ١٦ هزار نفر نیز، که عمدتا از هواداران اخوان‌المسلمین هستند، زندانی شدند که بسیاری از آنها در معرض اعدام یا مجازات های سنگین دیگر هستند.

 

اخبار بین الملل - بی بی سی, خبرآنلاین

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار اجتماعی , تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی

معاون عربی آفریقای وزیر امور خارجه از شناسایی و بازداشت عاملان تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی خبر داد.

به گزارش ایسنا حسین امیرعبداللهیان گفت: با پیگیری‌های فشرده صورت گرفته یک مقام عالیرتبه سعودی چهارشنبه شب در دیدار سفیر کشورمان در ریاض اعلام کرد: عاملان تعرض به دو نوجوان عمره گذار ایرانی شناسایی و بازداشت شده‌اند و به اشد مجازات خواهند رسید.

وی تأکید کرد: در انتظار صدور و اجرای فوری حکم اشد مجازات برای عاملان این رفتار ضد انسانی مأموران سعودی هستیم.

معاون وزیر امور خارجه هشدار داد: بدیهی است در صورت بی توجهی مقامات سعودی و تأمین نکردن امنیت و آرامش کامل زوار ایرانی، تهران در این خصوص تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد کرد.

هنگام خروج زائران ایرانی ، مأموران فرودگاه جده به دو نوجوان مظنون می‌شوند و مأموران به بهانه بازرسی بیشتر آن‌ها را اذیت و آزار می‌دهند.

 

اخبار اجتماعی - ایسنا

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار اجتماعی ,سقوط یک هواپیمای آلمانی

10 سال زمان لازم بود تا دوباره نام هواپیما و سقوط و خبرنگار در یک نقطه جمع شوند. از 15 آذر سال 1384 تا 5 فروردین ماه سال 1394، از شهرک مسکونی توحید تهران تا ارتفاعات نزدیک روستای دینی در صد کیلومتری شهر نیس فرانسه و ارتفاعات آلپ.

به گزارش ایسنا، انتشار خبر سقوط یک هواپیمای آلمانی در ارتفاعات فرانسه در میانه تعطیلات نوروزی و در اوج گیرودار مذاکرات هسته ای ایران ابتدا چندان مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار نگرفت. پروازی که بارسلونا در اسپانیا را به مقصد دوسلدورف آلمان ترک کرده و دقایقی بعد از صفحه رادار محو شد تا اندکی پس از آن بقایایش را در کوه‌های آلپ پیدا کنند.

اما بمب هواپیمای آلمانی چند ساعت پس از سقوط در ایران منفجر شد. میلاد حجت الاسلامی و حسین جوادی، دو خبرنگار ایرانی که برای پوشش بازی‌های دوستانه تیم ملی به اروپا رفته بودند همه را برای چندین ساعت در بی خبری مطلق گذاشتند تا زمزمه ناخوشایند دقیقه به دقیقه شتاب گیرد و نوروز را برای همیشه در کام اصحاب رسانه تلخ کند.

سقوط ، بزرگترین ایرلاین اتحادیه اروپا، ارتفاعات آلپ، دو ایرانی و پنجم فروردین ماه سال 1394، تمام این‌ها واقعیت داشت.

حضور دو خبرنگار ایرانی در پروازی از بارسلونا به دوسلدورف همان قدر باورکردنی نبود که سقوط یک هواپیمای مسافرتی شرکت لوفت هانزا که در سطح جهان در راس پر درآمدترین ایرلاین‌ها جای گرفته است.

با گذشت چند ساعت از سقوط و رسیدن نخستین تیم های بازرسی به محل حادثه خیلی زود خبر سقوط کنار رفت. اطلاعات اولیه جمع آوری شده در محل سانحه و پس از آن پیدا شدن نخستین جعبه سیاه هواپیما نشان از آن داشت که آنچه جهان با آن روبرو است نه یک حادثه که نتیجه ماجراجویی بی‌رحمانه یک مجنون است.

بزرگترین ایرلاین اروپا پس از ثبت بیش از نیم قرن سابقه، اصلی ترین وظیفه خود که حفظ جان و امنیت مسافرانش بوده را به دستان کمک خلبانی سپرده که پرونده بیماری‌های روانی‌اش از سوابق دوره‌های خلبانی او قطورتر است.

آندریاس لوبیتز 28 ساله کمک خلبان روان پریش آلمانی درحالی تصمیم گرفت در کابین خلبان را به روی خلبان اصلی پرواز ببندد و پس از آن با کاهش ارتفاع و افزایش دیوانه وار سرعت، خود و 149 سرنشین ایرباس 320 را به دیواره آهنین کوه‌های آلپ بکوبد که پیش از آن با تمام وجود تلاش کرده بود عدم صلاحیت خود را برای این پست نشان دهد اما مسوولان ایرلاین آلمانی ترجیح دادند که آن را نادیده بگیرند.

سابقه مراجعه‌های متعدد به روانشناس و قرار گرفتن در لیست درمانی آن‌ها، بروز چند باره رفتارهای غیر عادی و ضد اجتماعی تنها بخشی از پرونده قاتلی است که در روز حادثه با لباس کمک خلبان آرزوی 150 خانواده را خاکستر کرد.

این غفلت و بی توجهی در حالی رخ داده که طبق نص صریح قوانین هواپیمایی در تمامی نقاط جهان، ورود به چرخه خلبانی هواپیمای مسافرتی نه تنها یکی از سخت ترین مراحل کارگزینی در جهان به حساب آمده است که پشت سر گذاشتن چند مرحله پیچیده معاینه پزشکی و روانی بسیار نیز متقاضیان را از رسیدن به کابین خلبانی محروم می‌کند.

حال این‌که چطور تمام این مراحل از سوی لوبیتز طی شده و چگونه این ایرلاین بین المللی متوجه اختلال روانی نیروی خود نشده است! سوالی است که نه تنها به آن پاسخی قانع کننده داده نمی شود که حتی به نظر می رسد تلاش ها در این راستا است که با رو کردن اطلاعات مربوط به زندگی ناخوشایند کمک خلبانی آلمان و وارد کردن نامزد او به ماجرا ترحم مخاطبان را برانگیزد.

در کنار این موضوع یک اصل جهانی نیز در حادثه کوه‌های آلپ با خدشه جدی مواجه شده است؛ پس از آن که حادثه یازدهم سپتامبر و برخورد چند هواپیمای مسافرتی به برج‌های دوقلو در نیویورک امنیت هوایی را با بحران جدی مواجه کرد ایکائو قانونی را با اکثریت آرا به تصویب رساند که البته در زمان خود نیز مخالفان جدی داشت.

طبق قانون فوق هواپیماها به درهای الکترونیکی مجهز شدند که می شد تمامی آن ها را از داخل و از سوی خلبان بست و از بیرون به هیچ عنوان فضایی برای دسترسی به آن بوجود نیاید.

این قانون اما در اصلی ترین نکته‌ای که به آن انتقاد می شد کار را خراب کرد تا جایی که 150 مسافر کشته شده در ایرباس 320 را می توان قربانی آن به حساب آورد.

کمک خلبان مجنون آلمانی در شرایطی در کابین خلبان را به روی تمامی سرنشنیان هواپیما بست و به هیچ عنوان به آن ها اجازه ورود دوباره را نداد که در صورت وجود تنها یک راه حل برای جلوگیری از این اتفاق می شد سرنوشتی دیگر را برای هواپیمای سقوط کرده متصور شد.

هر چند پس ازاین حادثه تعدادی از کشورهای جهان اعلام کردند از این پس این قانون را درشرایطی اجرا می کنند که در کابین خلبان سه فرد حضور داشته باشد که دیگر امکان تنها ماندن یک فرد در کابین و دست زدن به اقدامات خطرناک بوجود نیاید که به نظر می رسد برای ریشه کن کردن این شرایط باید به قانونی جدید فکر کرد.

هر چند هنوز گمانه زنی‌ها برای مشخص کردن علت دقیق سقوط، انگیزه عجیب کمک خلبان آلمانی و شرایط در نظر گرفته شده از سوی شرکت آلمانی ژرمن وینگز ادامه دارد اما قطعا این حادثه و قربانیان آن دیگر امکان زندگی دوباره را نخواهند داشت.کمک خلبان آلمانی که چندی قبل گفته بود قصد دارد خود را جاودانه کند به نظر می رسد که به آرزوی خود رسیده آرزویی که بهایش جان 149 سرنشین بیگناه این هواپیما بود.

در شرایطی که لوفت هانزا تلاش می‌کند همه چیز را عادی جلوه داده و حادثه به وجود آمده را تنها حاصل مشکلات روانی یک نفر نشان دهد، مشخص نیست اگر این کمک خلبان ملیت یک کشور غیر غربی را داشت و یا کوچکترین ارتباطی با مسلمانان پیدا می‌کرد چه سرنوشتی در انتظار جهان بود. غربی که به بهانه‌ی حوادث تروریستی یازده سپتامبر تدابیر امنیتی جهان را با تغییراتی جدی روبه رو کرد، حالا نه تنها مسئولیت اشتباه خود در قانون وضع شده را نمی‌پذیرد که حتی نیازی به ارائه توضیح نیز نمی‌بیند.

اخبار اجتماعی - ایسنا

 



ادامه مطلب

اخبار,اخبار سیاسی ,علی مطهری

وی افزود: فصل الخطاب سخنان و موضع گیری ها در کشور قانون است و مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع اصرار داشته اند و به همین جهت هر کس که ادعای ولایتمداری دارد باید تبعیت از قانون هم داشته باشد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با اشاره به قرائت گزارش کمیته اطلاعات و امنیت داخلی این کمیسیون درباره حادثه حمله به علی مطهری در شیراز گفت: پس از دعوت از نهادهای مسول انتظامی و امنیتی، این گزارش را جهت قرائت به صحن علنی مجلس ارائه می کند.

امیرخجسته روز یکشنبه در گفت و گو با ایرنا با اشاره به جلسه امروز کمیسیون شوراهای مجلس با اعلام این خبر افزود: در اواخر سال گذشته حادثه تلخی در شیراز و به هنگام عزیمت آقای مطهری به آن شهر رخ داد که کلیات موضوع با اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی و بیانات مقام معظم رهبری درخصوص کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها مغایر می باشد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور با اشاره به اینکه امروز گزارش کمیته اطلاعات و امنیت داخلی کمیسیون در مورد حادثه قرائت شد، گفت: یکی از مهمترین محورهای مورد توجه در گزارش این است که لازم است تا همه افراد و نهادها در برابر قانون مطیع و تابع باشند و اینطور نباشد که وقتی تصمیمی براساس قانون گرفته شد، عده ای خودسرانه در برابر آن بایستند.

وی افزود: فصل الخطاب سخنان و موضع گیری ها در کشور قانون است و مقام معظم رهبری نیز بارها بر این موضوع اصرار داشته اند و به همین جهت هر کس که ادعای ولایتمداری دارد باید تبعیت از قانون هم داشته باشد.

امیرخجسته افزود: پس از تکمیل گزارش و دعوت از نهادهای مسوول انتظامی و امنیتی، مراتب جهت قرائت در صحن ارسال خواهد شد.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور با اشاره به نامگذاری سال جدید به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی گفت: مقام معظم رهبری همواره بر ارتباط بین مردم و دولت توجه داشته و امسال نیز با تاکید ویژه بر این موضوع خواستار توجه همگان به آثار و برکات این همدلی و همزبانی شده اند.

نماینده مردم همدان و فامنین و قهاوند در مجلس افزود: امیدواریم که در سال جدید با نصب العین قرار دادن منویات مقام معظم رهبری همدلی بیش از پیش دولت و ملت را شاهد باشیم و مجلس نیز به عنوان عصاره فضائل ملت در تحقق این خواسته بر حق رهبری تمام تلاش خود را خواهد کرد.

** بررسی طرح استانی شدن انتخابات در کمیسیون شوراها
امیر خجسته گفت: اساس برگزاری انتخابات از همان زمان مشروطه به همین ترتیب بوده و لازم است تا اصلاحاتی در نحوه انجام کار پدید آید.

رییس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در تبیین اهداف این طرح گفت: وظیفه نمایندگی مجلس ناظر بر قانونگذاری و نظارت بوده و ورود در امور اجرایی در شان نمایندگان مجلس نیست ولیکن تفکیک حوزه های انتخابیه باعث شده تا مردم انتظارات اجرایی از نمایندگان داشته و مشکلاتی در این خصوص ایجاد شود.

نماینده مردم همدان و فامنین افزود: با اصلاحاتی که در این طرح به عمل آمده، در هفته آتی و پیش رو جلساتی هم با شورای محترم نگهبان و مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام برای نهایی شدن آن خواهیم داشت.

گفتنی است در ابتدای این جلسه امیر خجسته با تبریک نوروز فاطمی، نامگذاری سال جدید از سوی مقام معظم رهبری به نام دولت و ملت، همدلی و همزبانی را نقطه عطفی در روابط دولت و ملت دانسته و ابراز امیدواری کرد که مجلس شورای اسلامی بتواند در تحقق فرمایشات و منویات مقام معظم رهبری موفق عمل کند.


اخبار سیاسی - ایرنا

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : apedia

اخبار,اخباراجتماعی ,هنگامه گلستان

«و برای هشت‌سال من با یک چشم به مرگ نگاه می‌کردم و تصاویری که روی آنها تمرکز می‌کردم، تصاویر واقعیت بودند.»

 همین‌طور که آسانسور دارد به‌قد یکی از برج‌های به‌آسمان‌رفته پایتخت بالا می‌رود، می‌توان به این کلمات فکر کرد و تصویر زنی جوان که سر به دیوار تکیه داده است، کارگری جوان با دست‌های پینه‌بسته و پسربچه‌ای بیمار از مقابل چشمانم می‌گذرد؛ به چشمی که به مرگ دوخته شده بود و او که تا لحظه آخر در برابرش ایستاد تا در سیزدهمین‌روز سال۸۲ با او همراه شود؛ در آخرین عکسی که با نام کاوه گلستان برای همیشه جاودانه ماند. هیچ‌وقت آن سیزدهم فروردین را نمی‌توان از خاطر برد.

 

وقتی که در آخرین‌روز تعطیل سال به‌یک‌باره، خبری در ایمیل‌ها و بعد روی سایت‌های خبری دیده شد و ناباورانه خیلی از کسانی که او را می‌شناختند، در انتظار تکذیب آن ماندند. کاوه گلستان مردی پرشوروهیجان و پر از سرزندگی بود که اطرافیانش را به خوب‌دیدن و دیدن حقیقت تشویق می‌کرد. باورکردنی نبود که او با آن‌همه شور و زندگی تسلیم یک‌مین در کردستان عراق شده باشد. اما آن خبر هیچ‌گاه تکذیب نشد و عکاسی ایران از آن‌روز راه خود را بدون یکی از عکاسان تاثیر‌گذار خود ادامه داد.

 

حالا ۱۲سال گذشته و بعد از این سال‌ها قرار است در روزهای آخر اسفند سال۹۳، در یکی از بالاترین طبقات این ساختمان خاطره‌های مربوط به کاوه گلستان را از زبان زنی بشنویم که سال‌های‌سال دوشادوش او فقط همسرش نبود؛ همکار‌، همراه و نزدیک‌ترین دوستش بود: «هنگامه گلستان.» هنگامه گلستان که همراه فرزندش، مهرک، ساکن انگلستان است، مدتی است در ایران زندگی می‌کند. تا همین یکی، دوسال پیش اگر قراری با او می‌گذاشتی و او ایران بود، قرار در خانه مشترکش با کاوه بود. اما حالا چندوقتی است که آن خانه که نه‌فقط او که همه دوستان و شاگردانش از آن خاطرات مشترکی داشتند، دیگر مال آنها نیست.

 

در این سال‌ها هنگامه چندین‌بار درباره کاوه گلستان و خاطرات مشترکشان صحبت کرده است و نگرانی از این است که وقتی در مقابل او نشستیم، گفت‌وگو را چطور شروع کنیم که حرف‌هایمان تکرار حرف‌های قبلی نباشد. این نگرانی در همان چنددقیقه اول به پایان می‌رسد؛ وقتی او می‌گوید حالا درست ۱۲سال از رفتن کاوه می‌گذرد و این سوال به‌یک‌باره به زبان می‌آید: «این ۱۲سال چطور گذشت؟»


و او بدون لحظه‌ای درنگ می‌گوید: «خیلی برایم سخت بود. از اولش هم برایم سخت بود. برای همین فکر کردم بروم سراغ چیزهای زنده کاوه و آن‌چیزی که ارزش دارد را حفظ کنم. اینکه من بنشینم و غصه بخورم که کاوه برنمی‌گردد. برای همین شروع به کار کردم و یک کتاب بسیار خوب درباره کاوه منتشر کردم.» بعد، از نمایشگاه‌هایی که در این یک‌سال اخیر در آمستردام و پاریس با مجموعه عکس‌های کاوه گلستان برپا شده و آنهایی که قرار است بعد از این برگزار شود و کارهایش برای بنیاد کاوه می‌گوید؛ بنیادی که همان سال‌های بعد از رفتنش با برپایی جایزه عکاسی قرار بود راه‌اندازی شود. اما با تعطیل‌شدن جایزه، بنیاد هم به حاشیه رفت.


 برای او که سال‌ها با کاوه زندگی کرده، آنچه از شور او می‌گوییم آشناست. می‌خندد و می‌گوید: «از همان ابتدا همین‌طوری بود. اصلا علت جذب‌شدن و همراهی‌ام با کاوه همین شور و هیجان بود. وقتی در کنارش قرار می‌گرفتی شروع می‌کرد به گفتن از آسمان و ریسمان و صحبت‌کردن درباره عکس‌هایش. وقتی با کاوه آشنا شدم، آخر ١٧سالگی‌ام بود و او آخر ١٨سالگی‌اش بود و همین آدم بود تا روز آخر دیدنش.»


 بعد خاطره‌ای را به یاد می‌آورد از روزهایی که او داشت فیلم ثبت حقیقت را می‌ساخت: «زمانی که داشت فیلم ثبت حقیقت را کار می‌کرد، خیلی به کانال چهار بی‌بی‌سی رفت‌وآمد داشتیم. در آن زمان آقایی آنجا بود که رییس بخش مستند بود. می‌گفت کاوه وقتی به دفتر می‌آید مثل گردباد می‌ماند و همه را می‌چرخاند و من می‌گفتم در دفتر این خوب است. ببینید در خانه من چه می‌کشم؟ واقعا هم در خانه عین گردباد بود. خوابش کم بود و صبح زود بلند می‌شد و در حال انجام کار بود. اصلا آرام و قرار نداشت.»


«گلستان»؛ این فامیلی است که در این چند سطر و در همه مصاحبه جاری بود؛ نامی که کاوه از پدری گرفته بود که بی‌تردید یکی از هنرمندان شناخته‌شده و صاحب‌سبک ایران است که تاثیر زیادی در ادبیات و سینمای ایران داشت؛ تاثیری که البته اعضای دیگر این خانواده به‌دنبال آن نرفتند و راه خودشان را رفتند. کاوه گلستان هم با اینکه رشته‌ای را انتخاب کرده بود که به پدرش نزدیک بود اما هیچ‌گاه به‌دنبال ساخت یک خشت‌وآیینه دیگر نرفت. او برخلاف نگاه پدرش به جهان، شیوه دیگری را انتخاب کرد. اما چرا؟ برای پاسخ به این سوال کمی فکر می‌کند و بعد می‌گوید: «نمی‌دانم واقعا اینکه می‌گویی، چطور اتفاق افتاده است. فکر می‌کنم همان طغیانی است که هر فرزندی نسبت به پدر و مادرش دارد. کاوه خیلی از کارهای پدرش مثل فیلم‌ها و داستان‌هایش را دوست داشت.

 

منتها فکر می‌کرد پدرش آدم رادیکالی نیست و دارد به شیوه کلاسیک با مسایل رفتار می‌کند. شاید هم زندگی‌اش جوری بود که موضوعاتی را نمی‌دید. بنابراین خودش می‌گفت: من از همان ابتدا دوست داشتم بروم در میان مردم در خیابان و عکس‌هایی را بگیرم و بعد به پدرم و دوستانش نشان دهم و آنها را شوکه کنم. اینها در خیابان راه نمی‌روند. اما در اصل شخصیتی خیلی شبیه هم بودند. در این حالت درافتادن با همه جهان و نگاه خاص به جهانشان شباهت زیادی به هم داشتند. شاید به همین دلیل بود که با هم درمی‌افتادند. اخلاق‌هایشان خیلی شبیه هم بود. اما او یک‌جور دیگر خودش را بیان می‌کرد و کاوه به شکل دیگری. تحمل دوآدم با اخلاق شبیه هم در یک فضا سخت است. برای اینکه هیچ‌کدام حاضر نیستند از حرف خودشان کوتاه بیایند.

 

اما در خیلی چیزها با هم مواضع مشترک داشتند. دیدشان خیلی جاها شبیه هم بود. هردویشان همیشه شاکی بودند. اما با هم کنار نمی‌آمدند. یک‌دقیقه هم حاضر نبودند صلح کنند. البته پدر کاوه معتقد است که اگر دونفر همین‌طور راحت و آرام حرف بزنند تغییری حاصل نمی‌شود. باید آدم‌ها را تحریک کرد تا کاری انجام بدهند. کاوه هم کمی اینگونه بود اما او نرم‌تر از پدرش بود و دلش نمی‌آمد کسی را داغان کند. اما پدر کاوه با نگاه قدیمی‌ای داشت فکر می‌کرد باید اینطور نقد کرد.»


پدری که پس از رفتن پسر سکوت کرد و هیچ درباره او نگفت، شاید این سوال را در ذهن هرکسی به وجود می‌آورد زمانی که هردو ساکن لندن بودند، چه رابطه‌ای با هم داشتند. این را همسر کاوه خوب می‌داند: «اوایل با هم ارتباط داشتند اما همیشه با دعوا میانه‌شان به‌هم می‌خورد. هرکدام حرفشان برای خودشان یکی بود. برای همین کم‌کم از هم فاصله گرفتند.»


وقتی حرف از پدر کاوه گلستان می‌شود، بی‌اختیار تصویر فخری گلستان، مادر کاوه هم به ذهن می‌آید؛ مادری که خیلی اوقات با گل‌های دست‌پرورده خودش به افجه می‌رفت و با پسرش دیدار می‌کرد؛ مادری که در تمام طول زندگی، یکی از نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی به او بود. این را هنگامه گلستان هم می‌گوید: «با مادرش خیلی نزدیک بود. او به‌دلیل اینکه پدرش‌ سال‌های‌سال نبود، خیلی حواسش به مادرش بود. این اواخر خیلی نزدیک به مادرش شده بود. همیشه می‌گفت مادرش پیر شده. باورش نمی‌شد که خودش زودتر از او می‌رود.» و رفتن کاوه، فخری‌خانم را خیلی اذیت کرد.

 

خانم گلستان بعد از مرگ کاوه مجسمه درست کرد و در خانه هنرمندان به نمایش گذاشت و صورتش با آن لبخند مهربانانه و مادرانه به یاد می‌آید: «رفتن کاوه او را بسیار اذیت کرد. اوایل سعی زیادی می‌کرد که خودش را قوی نشان دهد. اما داستان‌هایی هست که مردم می‌گویند چه‌کسی محکم است و چه‌کسی نیست؟ وقتی تبر به کمر کسی می‌خورد دیگر محکم‌بودنی در کار نیست. او هم سعی‌اش را کرد. با ساختن مجسمه‌ها خشمش را نشان می‌داد. اما یکدفعه فروریخت.»


در صفحه هشت روزنامه آیندگان چاپ هشتم شهریور ١٣٥٦، یک گزارش تصویری از عکاسی جوان با نام هنگامه جلالی منتشر شده است. تصاویر به اندازه تصاویری که کاوه گلستان گرفته‌بود‌ تلخ و تکان‌دهنده است. حالا در مقابل هنگامه جلالی نشسته بودیم؛ کسی که بعد از آن با نام کاوه و در کنار نام کاوه بود. وقتی به او می‌گوییم که چرا هیچ‌وقت سعی نکردید از نام کاوه جدا باشید، می‌گوید: «ببین آدم‌ها برداشتشان از زندگی فرق دارد. من و کاوه روزی که آمدیم زندگی را آغاز کردیم، دیگر مرزی نداشتیم. اینطوری نبود که عکس من و عکس تو باشد. همیشه عکس ما بود. اگر عکسی از کاوه جایی منتشر می‌شد، می‌گفت: «دیدی چه خوب این کار را کردیم.» بعد از اینکه کاوه رفت من تازه متوجه شدم که او یک آدم جدا بوده و من آدمی جدا. مردم هم همیشه اینطوری می‌دیدند که جدا هستیم.

 

اما من و کاوه تا روزی که کاوه رفت یک‌نفر بودیم. ما در همه‌چیز با هم مشورت می‌کردیم و نظرمان شبیه هم بود. چیزی میان ما بود که شاید آن‌زمان خودمان هم متوجهش نبودیم که ما یک‌نفر شده بودیم. همین چندروز پیش کاغذی را پیدا کردم که مربوط به زمانی بود که می‌رفتیم خارج و می‌خواستیم عکس چاپ کنیم. برای اینکه تخفیف بگیریم اسم موسسه‌ای را باید می‌گفتیم. دفترمان که داخل خانه بود و برای این دفتر یک اسم انتخاب کرده بودیم. اسم این موسسه را گذاشتیم


UNIT ONE PHOTOGRAPHY: واحد یک عکس. گفتیم ما دو نفر واحد یک هستیم. اینطوری به داستان نگاه می‌کردیم. برای من مهم‌ترین چیز عکسی بود که ما می‌گرفتیم و تاثیری که می‌گذاشت. عکسی که در تهران مصور و آیندگان چاپ می‌شد، فکر می‌کردیم مردم این را دیدند و این خیلی‌خوب بود. پولش هم که به حساب مشترک ما می‌رفت. این را مردم به من تحمیل می‌کنند که از کاوه جدا بودم. بعد از ازدواج، در میان دوستان هنگامه کاوه بودم. در روستاها که می‌رفتیم، خانم کاوه بودم. آقا کاوه خانم کاوه. یک‌بار از کوه بالا می‌رفتیم، همه گفتند کاوه! خانمت چه خوب پابه‌پات میاد و او می‌گفت خانم کاوه است دیگر. یعنی برای خود ما و بچه ما، اینطوری بود که از هم جدا نبودیم. مثل این است که شما در روزنامه کار می‌کنی، بعد بروی کناری بنشینی و ببینی دیگران در موردت چه می‌گویند. این خیلی فرق می‌کند تا وقتی خودت هستی. کمی سنت‌شکن هم بودم.

 

همان‌طور که عروسی سنتی نگرفتم و با کاوه رفتیم خیلی ساده عقد کردیم؛ فکر می‌کردم که ما قرار است با هم زندگی کنیم و بقیه چیزها اهمیتی ندارد. الان هم گاهی که می‌خواهم با خودم  فکر کنم که کاوه رفت که رفت، نمی‌توانم تحمل کنم. اما نرفته؛ این عکس‌ها و این کارها هست و او حتما جای دیگری زندگی می‌کند و ما فقط از هم دور شدیم.


همین‌طور که داریم صحبت می‌کنیم به خاطره‌ای از کاوه گلستان می‌رسیم که چندسال پیش در یکی از گفت‌وگوها از هنگامه شنیده شده بود.

 

او از پافشاری کاوه در شب ۱۲بهمن گفته بود؛ زمانی که مجله تایم عکاس دیگری را برای پوشش تصاویر ورود امام خمینی به تهران فرستاده بود. اما اصرار او برای عکاسی از این اتفاق مهم، بالاخره دست‌اندرکاران مجله تایم را هم متقاعد می‌کند. هنگامه گلستان این اصرار او برای به‌دست‌آوردن هرچیز را، نوعی رفتار خاص کاوه می‌داند و می‌گوید: «کاوه وقتی چیزی را می‌خواست تا آن را به‌دست نمی‌آورد و برای خودش حل نمی‌کرد، رهایش نمی‌کرد. مثلا عکاسی از زنان روسپی را می‌دانی از چه موقع کاوه دنبالش بود؟ از وقتی که خیلی جوان‌تر بود. چندین‌بار دوربین در پاکت گوجه گذاشته بود تا عکاسی کند و یواشکی عکس می‌گرفته اما نتوانسته بود.

 

محال بود چیزی را بخواهد و آن را به دست نیاورد. من خیلی وقت‌ها مستاصل می‌شدم که نمی‌شود، رهایش کن. اما کاوه حتی از یک حرف هم نمی‌گذشت. مثلا در همین فیلم ثبت حقیقت، بخشی دارد که به بیننده‌ها می‌گفت شما قاتل‌ها، آدم‌کش‌ها و... . کانال چهار می‌گفت در قانون ما نوشته شده که کسی نمی‌تواند به تماشاچی فحش بدهد. هر کاری کردند، حاضر نشد این دو کلمه قاتل و آدم‌کش را از فیلم حذف کند. امکان ندارد که از این بگذرم. هرچقدر گفتند در یک فیلم ۲۶دقیقه‌ای از دو کلمه صرف‌نظر کن قبول نکرد. در نهایت هم آنها قبول کردند که این دو کلمه در فیلم باشد. من هم این را از او یاد گرفتم.

 

در همین فیلم ثبت حقیقت باید عکس‌ها را می‌بردم به کسی نشان می‌دادم تا تایید می‌کرد. قبل از دیدن آن فرد، تهیه‌کننده فیلم به من گفت یکی از عکس‌ها را حذف کنم. تصویر پرستاری بود که جسد بدون سر یک بچه را در دست داشت. می‌گفت: «توصیه می‌کنم این را حذف کن چون این خانمی که مسوول این کار است، با دیدن این عکس حالش بد می‌شود و جواب منفی می‌دهد.»

 

مخالف بودم اما فکر کردم که این عکس باید باشد. بعد عکس را به آن خانم نشان دادم و خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفت اما در نهایت عکس گذاشته شد. من هم فکر می‌کردم اگر عکسی اینطور تاثیر‌گذار است، خیانت می‌کنم که آن را سانسور کنم. بعد از کاوه، هر عکسی که می‌گویند حذف کن، یاد آن حرف‌ها و اعتقاداتش می‌افتم و می‌گویم نه، نمی‌شود.


هوای بیرون پنجره تاریک شده است و از هیاهوی تهران در آخرین روزهای سال خبری نیست. یکی از معروف‌ترین مجموعه‌های کاوه گلستان، عکس‌های روسپی‌های او است؛ مجموعه‌ای که هنگامه گلستان می‌گوید با همین شیوه پافشاری عکاسی شده است: «کاوه آنقدر رفت تا توانست. در آن زمان خانم ستاره فرمانفرمایان کتاب خوبی درباره روسپیان داشت. آن را خواند و با خود خانم فرمانفرمایان مصاحبه کرد تا در نهایت یک مددکار را به نام آقای علیخانی پیدا کرد که در قلعه کار می‌کرد. او هم شبیه کاوه کار می‌کرد. در کلاس‌های سوادآموزی تلاش و به آن زنان کمک می‌کرد. با آقای علیخانی نشستند و صحبت کردند.

 

اینطور شروع کردند که زن‌ها می‌آیند داخل کلاس بگویند، عکس شش در چهار لازم داریم تا بتواند کمی عکس بگیرد. اما از آنجایی که شگردش این بود، با آدم‌ها حرف می‌زد و می‌توانست آنها را با خودش همراه کند. با تک‌تک‌شان حرف زد و راضی‌شان کرد که آنها اجازه دادند او از حریم خصوصی‌شان هم عکس بگیرد. من هنوز هم برایم جالب است که این زن‌ها اجازه دادند یک غریبه داخل اتاقشان شود و از زندگی شخصی‌شان‌ عکس بگیرد اما کاوه این کار را می‌کرد.»


از همکاری کاوه با کامران شیردل می‌پرسیم و برخلاف تصور، متوجه می‌شویم که این دو هیچ‌گاه با هم به قلعه نرفته بودند: «زمانی را که آقای شیردل برای ساخت آن فیلم رفت، دقیق نمی‌دانم، باید از خودشان بپرسید اما داستانی که من‌ می‌دانم این است که او رفته بود و تعدادی عکس و فیلم از کلاس سوادآموزی و روسپیان گرفته بود.

 

فیلم‌ها را به جایی داده بود و تعدادی از آنها گم شد. خیلی ناراحت و عصبانی بود. در جایی برای آقای نعمت حقیقی ماجرا را تعریف می‌کند و آقای حقیقی می‌گوید که به کاوه بگو، او عکس‌های خوبی از آنجا دارد. او زودتر رفته بود. بعد تلفن کرد و از او عکس‌ها را خواست. کاوه هم همه عکس‌ها را که در نمایشگاه گذاشته بود، برایش می‌فرستد. او و آقای شیردل هیچ‌وقت همدیگر را ندیدند. بعدا آقای شیردل به من گفت چقدر بد شد که هیچ‌وقت ندیدمش.»


اولین گزارش این نمایش یک هفته بعد از انتشار عکس‌های هنگامه گلستان، در شهریور۵۶ در روزنامه آیندگان بود:«گزارش آیندگان که منتشر شد، بازتاب عجیبی داشت و بسیاری عکس‌العمل نشان دادند. بعد کاوه فکر کرد که نمایشگاهی بگذارد و سپس با دانشگاه صحبت کرد و نمایشگاه برگزار شد که سه مجموعه روسپی و کارگر و مجنون بود. در نهایت پولارویدهایش بود که روی یک دیوار کامل کنار هم چسبانده شد. این پولارویدها نقدی بود از زندگی پولدارهای آن زمان. کلاژی داشت که پادشاهی با همه نشان‌ها نشسته جلوی کارخانه. این عکس قرار بود در روزنامه آیندگان چاپ شود، صفحه آخر، عکس هفته داشتند. ما یک‌سری از این پولارویدها را منتشر می‌کردیم. اما این عکس را که گذاشتیم جلوی آیندگان را گرفتند و مجبورشان کردند که عکس را حذف کنند. من هر دو صفحه را دارم که این عکس چاپ شد و بعد عکس مد می‌گذارند.»


نمایشگاه یک هفته در دانشگاه تهران ماند و بعد تعطیلش کردند. کسی آمده و گفته بود نمایشگاه را تعطیل کنند و به در نمایشگاه زده بود: به فرموده تعطیل است؛ کارتی که هنوز جزو آرشیو آنهاست. هنگامه به یاد می‌آورد که بعد از تعطیلی این نمایشگاه، به نمایشگاه گروهی می‌روند که سر و صدای زیادی هم به پا می‌شود: «نمایشگاه گروهی در پارک لاله برپا شد که هرکدام از گالری‌ها یک غرفه داشتند. خانم سیحون گفت که قرار است فرح هم بازدید کند. او گفت من یک غرفه خالی می‌گذارم اما به کسی نگویید. تا این پیاده می‌شود، برای بازدید بیاید عکس‌ها را بچینید. ما هم همین کار کردیم. اتفاقا خود فرح آمد اینجا و ایستاد و با کاوه صحبت کرد و گفت چرا این دید سیاه را داری؟ بعد از دفترش پیغام دادند که بیایید از کاشیکاری ایرانی و هنر ایرانی عکس بگیرید که کاوه قبول نکرد.»


کمی درباره تاثیر کاوه گلستان در عکاسی مستند و شاگردانش می‌گوییم. هنگامه گلستان می‌گوید عکس‌های او تلنگری برای دیگران بود که حقیقت را ببینند و برای همین وقتی نمی‌توانست کار کند، تدریس می‌کرد، این اندیشه که اگر من نمی‌توانم کار کنم، می‌توانم از چشم ده‌ها عکاس دیگر کار کنم، را در درس‌هایی که می‌داد، دنبال کرد و نمی‌تواند از یکی شاگردانش به‌عنوان شاخص‌ترین‌ آنها نام ببرد. همین‌طور که وقتی از مجموعه مورد علاقه‌اش در کارهای کاوه می‌پرسیم، نمی‌تواند جز نگاه انسانی که در کارهایش هست، عکسی را انتخاب کند.


 وقتی هنگامه گلستان دارد درباره وجه انسانی کارهای کاوه می‌گوید، بی‌اختیار تصویری سیاه و سفید از خانه‌ای ویران در مقابل چشم می‌آید که کودکی تنها در میان قاب پنجره ایستاده است؛ عکسی که شامل همه دردهای جنگ است که میان چشمان کودک پنهان شده است. میان صدای دور ترقه‌ای، از هنگامه درباره حضور کاوه در جبهه جنگ ایران می‌پرسیم؛ می‌گوید که کل جنگ در جبهه بود: «شرایط جنگی بود و سخت‌گیری می‌کردند. آلفرد، کاوه و بقیه عکاسان باید با این شرایط کار می‌کردند. یکی از ایرادهایی که من به عکاسان الان دارم، این است که آنقدر مثل آن زمان شرایط برایشان سخت نیست اما به سمت برخی موضوعات نمی‌روند. البته عکس‌هایی مثل عکس‌های کاوه که تلخی و سیاهی را نشان می‌دهد کمتر فرصت نمایش پیدا می‌کند.

 

همین الان در لندن هم بخواهی عکس انتقادی بگیری، به تو اجازه نمی‌دهند.» با اینکه می‌دانیم هنوز هم برای هنگامه سخت است اما از آخرین سفر کاوه می‌پرسیم؛ از وقتی تصمیم گرفت که به عراق برود: «نزدیک دوماه قبل از این حادثه رفت عراق. از اسفند. معلوم نبود که حتما جنگ می‌شود. عکاسان و خبرنگاران آماده‌باش بودند. دقیقا یک هفته مانده به جنگ، می‌گفتند حمله نمی‌کنند. کاوه درست در اولین هفته جنگ کشته شد. بدشانسی این بود که چون یک هفته بود، راهنماهایی که با اینها می‌رفتند، هنوز نقشه میدان‌های مین را نداشتند.»


درباره آن روز و آوردن خبر رفتن کاوه، هنگامه در این ۱۲سال بارها توضیح داده. سعی می‌کنیم درباره آن دونفری که از بی‌بی‌سی آمدند تا این خبر را به او بدهند و از روز ۱۳فروردین، چیزی نپرسیم. کمی در مورد انتخاب گورستان کوچک افجه برای دفن کاوه می‌گوید. اینکه افجه، جایی بود که دوست داشت و اینجا انتخاب هنگامه و مهرک تنها فرزند او و کاوه بود؛ پسری که برخلاف پدر و مادرش به سمت موسیقی رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند. با این همه، از وقتی پدر رفته هرسال سالگرد عروسی آنها به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید کسی در میدان پدینگتون منتظر توست.


گفت‌وگو تمام شده و باز آسانسور دارد ما را به سمت پایین و هیاهوی شهر می‌برد و می‌توان در میان حرکت آن، به فیلم‌هایی که می‌شد در این ۱۲سال درباره زندگی کاوه ساخت، فکر کرد و به تصاویری که مثل سیلی به صورتت می‌خورد و تو نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری.

 

 اخبار اجتماعی  - شرق 

 



ادامه مطلب

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.